و از اينجا روشن مىشود كه « عدالت » به معنى « مساوات و برابرى » نيست ، بلكه عدالت آن است كه هر كسى بر طبق شايستگيهايش از مواهب بيشترى بهره گيرد .
آخرين آيه مورد بحث نيز توضيح و تعليل ديگرى است براى عدم مساوات كافران و مؤمنان ، مىفرمايد : « آيا مشاهده كردى كسى را كه معبود خود را هوا و هوس خويش قرار داده » ؟ ! ( * ( أَ فَرَأَيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه ) * ) .
« و چون خدا مىدانسته شايستگى هدايت ندارد او را گمراه ساخته » ( * ( وَأَضَلَّه اللَّه عَلى عِلْمٍ ) * ) .
« بر گوش و قلبش مهر زده ، و بر چشمش پرده اى افكنده » ، تا در وادى ضلالت همواره سرگردان بماند ( * ( وَخَتَمَ عَلى سَمْعِه وَقَلْبِه وَجَعَلَ عَلى بَصَرِه غِشاوَةً ) * ) .
« با اينحال چه كسى مىتواند غير از خدا او را هدايت كند » ( * ( فَمَنْ يَهْدِيه مِنْ بَعْدِ اللَّه ) * ) .
« آيا با اينهمه متذكر نمىشويد » ؟ و تفاوت چنين كسى را با آنها كه در پرتو نور حق راه خود را يافتهاند نمىفهميد ؟ ( * ( أَفَلا تَذَكَّرُونَ ) * ) .
در اينجا اين سؤال مطرح است كه چگونه ممكن است انسان هواى نفس خويش را معبود خود سازد ؟
ولى روشن است هنگامى كه فرمان خدا را رها كرد ، و به دنبال خواست دل و هواى نفس افتاد ، و اطاعت آن را بر اطاعت حق مقدم شمرد ، اين همان پرستش هواى نفس است ، چرا كه يكى از معانى معروف « عبادت و پرستش » اطاعت است .
چنان كه بارها در قرآن مجيد ، در مورد شيطان ، يا احبار و علماى يهود آمده كه « گروهى عبادت شيطان مىكنند » ( يس - 60 ) و در باره يهود مىگويد :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 262
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٦٢