تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥

نكته : مرگ نخستين چيست ؟

در آيات فوق خوانديم كه بهشتيان هيچ مرگى جز مرگ نخستين را نمىچشند ، در اينجا سه سؤال مطرح است . نخست اينكه منظور از مرگ اول چيست ؟ اگر مرگى است كه پايان زندگى دنيا را تشكيل مىدهد چرا مىگويد : بهشتيان جز مرگ اول را نمىچشند ، در حالى كه آن را قبلا چشيده‌اند ( و بايد به صورت فعل ماضى گفته شود نه مضارع ) . در پاسخ اين سؤال بعضى « الا » را در * ( إِلَّا الْمَوْتَةَ الأُولى ) * به معنى بعد گرفته‌اند و گفته‌اند معنى آيه اين مىشود كه بعد از مرگ نخستين مرگ ديگرى را نخواهند چشيد . بعضى در اينجا تقديرى قائل شده‌اند و گفته‌اند تقدير چنين است : * ( إِلَّا الْمَوْتَةَ الأُولى ) * التي ذاقوها : « مگر مرگ نخستين كه آن را از قبل چشيده‌اند » ( 1 ) . سؤال ديگر اينكه چرا تنها سخن از مرگ نخستين به ميان آمده در حالى كه مىدانيم انسان دو مرگ را مىچشد ، مرگى در پايان زندگى دنيا ، و مرگى بعد از حيات برزخى . در پاسخ اين سؤال جوابهايى گفته‌اند كه هيچيك قابل قبول نيست ، و نياز به ذكر آن نمىبينيم ، بهتر اين است كه گفته شود حيات و مرگ برزخى هيچ شباهتى به حيات و مرگ معمولى ندارد ، بلكه به مقتضاى معاد جسمانى حيات قيامت از جهاتى شبيه حيات دنيا است ، منتها در سطحى بسيار بالاتر و والاتر ، و لذا به بهشتيان گفته مىشود جز مرگ نخستين كه در دنيا داشتيد ديگر مرگى در
هامش
( 1 ) بنا بر اين استثناء فوق نيز « استثناء منقطع » است ، زيرا چنين مرگى را بهشتيان نمىچشند بلكه قبلا چشيده‌اند ( دقت كنيد ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 215 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي