49 - ( به او گفته مىشود ) بچش كه ( به پندار خود ) بسيار قدرتمند و محترم بودى ! 50 - اين همان چيزى است كه پيوسته در آن ترديد مىكرديد .
تفسير : درخت زقوم ! .
در اين آيات توصيف وحشتناك و تكان دهنده اى از عذابهاى دوزخى منعكس شده كه بحث آيات قبل را در مورد « يوم الفصل » و روز رستاخيز تكميل مىكند .
مىفرمايد : « درخت زقوم . . . » ( * ( إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ ) * ) .
« غذاى گناهكاران است » ! ( * ( طَعامُ الأَثِيمِ ) * ) .
اينها هستند كه از اين گياه تلخ و بد بو و بد طعم و كشنده مىخورند .
« زقوم » به طورى كه در تفسير آيه 62 سوره صافات نيز گفتيم به گفته مفسران و اهل لغت نام گياهى تلخ و بد بو و بد طعم است كه داراى برگهاى كوچكى است و در سرزمين « تهامه » از جزيرة عرب مىرويد و مشركان با آن آشنا بودند ، گياهى است كه شيره تلخى دارد كه وقتى به بدن اصابت كند متورم مىشود ( 1 ) .
بعضى معتقدند كه در اصل به معنى « بلعيدن » ( 2 ) و بعضى مىگويند به معنى « هر نوع غذاى تنفرآميز دوزخيان » است ( 3 ) .
در حديثى آمده است هنگامى كه اين واژه در قرآن نازل شد كفار قريش گفتند چنين گياهى در سرزمين ما وجود ندارد ، چه كسى از شما معنى « زقوم » را مىدانيد ؟ در آنجا مردى از اهل افريقا بود گفت : « زقوم » در لغت ما به
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » ، تفسير « روح البيان » ، تفسير « روح المعانى » .
( 2 ) « لسان العرب » ماده « زقم » .
( 3 ) « مفردات راغب » ماده « زقم » .