نه تنها دوستان به فرياد هم نمىرسند ، و خويشاوندان گرهى از كار يكديگر نمىگشايند ، بكله نقشهها نيز نقش بر آب ، و چاره جوييها به بنبست ، و تيرها به سنگ مىخورد چنان كه در آيه 46 طور مىخوانيم : يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ : « آن روز روزى است كه چاره جوييهاى آنان مشكلى را حل نمىكند و يارى نمىشوند » .
در اينكه چه تفاوتى در ميان « لا يغنى » « و لا هم ينصرون » است ؟ بهترين سخن اين است كه گفته شود : اولى اشاره به اين است كه هيچكس نمىتواند مشكل ديگرى را به تنهايى و مستقلا در آن روز حل كند ، و دومى اشاره به اين است حتى نمىتوانند با همكارى يكديگر مشكلات را حل نمايند ، زيرا نصرت در جايى گفته مىشود كه شخصى به كمك ديگرى بشتابد و او را يارى دهد تا با همكارى هم بر مشكلات پيروز گردند .
تنها يك گروه مستثنا هستند همانگونه كه در آيه بعد مىگويد : « مگر كسى كه خدا او را مورد رحمت قرار داده است ، چرا كه خداوند توانا و رحيم است » ( * ( إِلَّا مَنْ رَحِمَ اللَّه إِنَّه هُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ) * ) .
بدون شك اين رحمت الهى بيحساب نيست و تنها شامل مؤمنانى مىشود كه داراى عمل صالحند ، و اگر لغزشى از آنها سر زده نيز در حدى نيست كه پيوندهاى آنها را از خداوند بريده باشد ، اينها هستند كه دست به دامن لطف الهى مىزنند ، از درياى كرمش بهره مند ، و از چشمه رحمتش سيراب ، و از شفاعت اوليايش برخوردار مىگردند .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 200
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٠٠