روا مىداشتى ، براى خود قدرتى شكست ناپذير و احترامى فوق العاده قائل بودى .
آرى اين تو بودى كه با آن همه غرور هر جنايتى را مرتكب شدى ، اكنون بچش نتيجه اعمالت را كه در برابر چشمان تو مجسم شده است ، و همانگونه كه جسم و جان مردم را سوزاندى اكنون درون و برونت در آتش قهر الهى و با آب سوزان مىسوزد .
در حديثى آمده است پيغمبر گرامى اسلام ص روزى دست ابو جهل را گرفت و فرمود : « اولى لك فاولى » : « منتظر باش ابو جهل ! منتظر باش » ! ابو جهل ناراحت شد و دست خود را كشيد و گفت : باى شىء تهددنى ؟
ما تستطيع انت و صاحبك ان تفعلا بى شيئا ! انى لمن اعز هذا الوادى و اكرمه ! :
مرا به چه چيز تهديد مىكنى ؟ نه تو و نه صاحبت ( خدا ) قادر نيستيد با من كارى كنيد ! در سراسر اين سرزمين مكه من از همه نيرومندتر و گرامىترم « آيه فوق ناظر به همين معنى است ، مىگويد : هنگامى كه او را در آتش دوزخ مىافكنند ، به او مىگويند بچش ! اى مرد نيرومند گرامى سرزمين مكه » ! ( 1 ) .
و در آخرين آيه مورد بحث مىافزايد : به آنها خطاب مىشود : « اين همان چيزى است كه پيوسته در باره آن شك و ترديد مىكرديد » ( * ( إِنَّ هذا ما كُنْتُمْ بِه تَمْتَرُونَ ) * ) .
چقدر در آيات مختلف قرآن با انواع دلائل ، واقعيت و حقانيت اين روز به شما گوشزد شد ، مگر به شما نگفتيم : رستاخيز را در عالم گياهان بنگريد « كَذلِكَ الْخُرُوجُ » : رستاخيز شما نيز همين گونه است ؟ ! ( ق - 11 )
هامش
( 1 ) « تفسير مراغى » جلد 25 صفحه 135 ( ذيل آيات مورد بحث ) و « تفسير روح المعانى » و « تفسير كبير فخر رازى » .