حتى در روايتى در ذيل همين داستان آمده است كه او به بعضى از قبيله اوس و خزرج كه همراه او بودند دستور داد كه در اين شهر بمانيد و هنگامى كه پيامبر موعود خروج كرد او را يارى كنيد و فرزندان خود را به اين امر توصيه نمائيد ، حتى نامه اى نوشت و به آنها سپرد و در آن اظهار ايمان به پيامبر اسلام ص كرد ( 1 ) .
نويسنده « اعلام قرآن » چنين نقل كرده است كه : « تبع يكى از پادشاهان جهانگشاى يمن بود كه تا هند لشكركشى كرد ، و تمام كشورهاى آن منطقه را به تصرف خويش درآورد .
ضمن يكى از لشكركشيها وارد مكه شد ، و قصد داشت كعبه را ويران كند ، بيمارى شديدى به او دست داد كه اطباء از درمان او عاجز شدند .
در ميان ملازمان او جمعى از دانشمندان بودند ، و رئيس آنان حكيمى به نام « شامول » بود ، او گفت ، بيمارى تو به خاطر قصد سوء در باره خانه كعبه است ، و هر گاه از اين فكر منصرف گردى و استغفار كنى شفا خواهى يافت .
« تبع » از تصميم خود بازگشت و نذر كرد خانه كعبه را محترم دارد و هنگامى كه بهبودى يافت پيراهنى از برد يمانى بر كعبه پوشاند » .
« در تواريخ ديگر نيز داستان پيراهن كعبه نقل شده به اندازه اى كه به حد تواتر رسيده است ، اين لشكركشى و مساله پوشاندن پيراهن به كعبه در قرن پنجم ميلادى اتفاق افتاده ، و هم اكنون در شهر مكه محلى است كه دار التبابعة ناميده مىشود » ( 2 ) .
ولى به هر حال بخش عمده سرگذشت شاهان تبابعه يمن از نظر تاريخى خالى از ابهام نيست ، چرا كه در باره تعداد آنها ، و مدت حكومتشان ، اطلاعات
هامش
( 1 ) همان مدرك .
( 2 ) اعلام قرآن صفحه 257 تا 259 ( با تلخيص ) .