مىكنيم كه هر يك از اين دو گروه جزاى مناسب كار خويش را دريابند حق ايجاب مىكند كه حساب و كتاب و پاداش و كيفرى در جهان ديگرى در كار باشد ، تا هر كس جزاى مناسب عمل خويش را بيابد .
خلاصه اينكه « حق » در اين آيه اشاره به هدف صحيح آفرينش و آزمايش انسانها و قانون تكامل و همچنين اجراى اصول عدالت است .
« ولى غالب آنها اين حقايق را نمىدانند » ( * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
چرا كه انديشه و فكر خود را به كار نمىگيرند ، و گرنه دلائل مبدء و معاد واضح و آشكار است .
نكته : قوم تبع چه كسانى بودند ؟
تنها در دو مورد از قرآن مجيد واژه « تبع » آمده است ، يكى در آيات مورد بحث و ديگرى در « آيه 14 سوره ق » آنجا كه مىگويد : وَأَصْحابُ الأَيْكَةِ وَقَوْمُ تُبَّعٍ كُلٌّ كَذَّبَ الرُّسُلَ فَحَقَّ وَعِيدِ : « صاحبان سرزمينهاى پر درخت قوم شعيب ، و قوم تبع ، هر كدام رسولان خدا را تكذيب كردند و تهديد الهى در باره آنها تحقق يافت » .
همانگونه كه قبلا نيز اشاره شد « تبع » يك لقب عمومى براى ملوك و شاهان يمن بود مانند « كسرى » براى سلاطين ايران و « خاقان » براى شاهان ترك و « فرعون » براى سلاطين مصر و « قيصر » براى سلاطين روم .
اين تعبير ( تبع ) از اين نظر بر ملوك يمن اطلاق مىشد كه مردم را به پيروى خود دعوت مىكردند ، يا يكى بعد از ديگرى روى كار مىآمدند .
ولى ظاهر اين است كه قرآن از خصوص يكى از شاهان يمن سخن مىگويد ، ( همانگونه كه فرعون معاصر موسى ع كه قرآن از او سخن مىگويد شخص