معينى بود ) و در بعضى از روايات آمده كه نام او « اسعد ابو كرب » بود .
جمعى از مفسران معتقدند كه او شخصا مرد حقجو و مؤمنى بود و تعبير به « قوم تبع » در دو آيه از قرآن را دليل بر اين معنى گرفتهاند ، زيرا در اين دو آيه از شخص او مذمت نشده بلكه از قوم او مذمت شده است .
روايتى كه از پيامبر ص نقل شده نيز شاهد اين معنى است در اين روايت مىخوانيم كه فرمود :
لا تسبوا تبعا فانه كان قد اسلم :
« به » تبع « بد نگوئيد چرا كه او اسلام آورد » ( 1 ) .
و در حديث ديگرى از امام صادق ع آمده است :
ان تبعا قال للاوس و الخزرج كونوا هاهنا حتى يخرج هذا النبى ، اما انا لو ادركته لخدمته و خرجت معه :
« شما در اينجا بمانيد تا اين پيامبر خروج كند ، اگر من زمان او را درك مىكردم كمر خدمت او را مىبستم و با او قيام مىكردم » ! ( 2 ) .
در روايت ديگرى آمده است هنگامى كه « تبع » در يكى از سفرهاى كشورگشايى خود نزديك « مدينه » آمد براى علماى يهود كه ساكن آن سرزمين بودند پيام فرستاد كه من اين سرزمين را ويران مىكنم تا هيچ يهودى در آن نماند ، و آئين عرب در اينجا حاكم شود .
« شامول » يهودى كه اعلم علماى يهود در آنجا بود گفت اى پادشاه اين شهرى است كه هجرتگاه پيامبرى از دودمان اسماعيل است كه در مكه متولد مىشود ، سپس بخشى از اوصاف پيامبر اسلام ص را برشمرد ، « تبع » كه گويا سابقه ذهنى در اين باره داشت گفت : بنا بر اين من اقدام به تخريب اين شهر نخواهم كرد ( 3 ) .
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 9 صفحه 66 ( ذيل آيه مورد بحث ) نظير اين معنى را تفسير در المنثور نيز نقل كرده است و همچنين در « روح المعانى » جلد 25 صفحه 116 آمده .
( 2 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث .
( 3 ) « روح المعانى » جلد 25 صفحه 118 .