نزديكترين دوستانش جدا مىشود ، آرى آن روز وعده گاه همه مجرمان است ( 1 ) .
سپس به شرح كوتاهى در باره اين روز جدايى پرداخته مىگويد : در همان روزى كه هيچ كس به فرياد ديگرى نمىرسد ، و هيچ دوستى كمترين كمكى به دوستش نمىكند ، و از هيچ سو يارى نمىشوند « ! ( * ( يَوْمَ لا يُغْنِي مَوْلًى عَنْ مَوْلًى شَيْئاً وَلا هُمْ يُنْصَرُونَ ) * ) .
آرى آن روز روز فصل و جدايى است ، روزى است كه انسان از همه چيز جز عملش جدا مىشود ، و مولى به هر معنى كه باشد دوست ، سرپرست ، ولى نعمت ، خويشاوند ، همسايه ، ياور ، و مانند آن ، توانايى حل كوچكترين مشكلى را از مشكلات قيامت براى كسى ندارد .
« مولى » از ماده « ولاء » در اصل به معنى ارتباط دو چيز با يكديگر است به طورى كه بيگانه اى در ميان نباشد ، و براى آن مصداقهاى زيادى است كه در كتب لغت به عنوان معانى مختلف اين واژه آمده ، كه همه آنها در ريشه و معنى اصلى آن مشتركند ( 2 ) .
هامش
( 1 ) در اينكه مرجع ضمير در « ميقاتهم » كيست ؟ مفسران احتمالات گوناگونى دادهاند : بعضى به همه انسانها بازگرداندهاند ، و بعضى به خصوص اقوامى كه در آيات قبل به آنها اشاره شد ، يعنى قوم تبع و گردنكشان قبل از آنها ، ولى معنى اول صحيحتر به نظر مىرسد .
( 2 ) براى مولى معانى زيادى در لغت ذكر شده كه بعضى آنها را بالغ بر بيست و هفت معنى مىدانند :
1 - رب 2 - عمو 3 - عموزاده 4 - پسر 5 - خواهرزاده 6 - آزاد كننده 7 - آزاد شده 8 - بنده 9 - مالك 10 - تابع 11 - كسى كه مورد نعمت قرار گرفته 12 - شريك 13 - هم پيمان 14 - دوست 15 - همسايه 16 - ميهمان 17 - داماد 18 - نزديكان 19 - نعمت بخش 20 - از دست رفته 21 - سرپرست 22 - كسى كه سزاوارتر است 23 - آقا 24 - دوستدار 25 - يارى كننده 26 - متصرف 27 - متولى ( الغدير جلد 1 صفحه 362 ) .