آنان در حركتند ، همانگونه كه در اين جهان ائمه ضلال بودند در آنجا نيز پيشوايان دوزخند كه آن جهان تجسم بزرگى است از اين جهان ! .
ثانيا : ائمه ضلال بودن در حقيقت نتيجه اعمال خود آنها است ، و مىدانيم تاثير هر سبب به فرمان خدا است آنها خطى را پيش گرفتند كه به امامت گمراهان منتهى مىشد ، اين وضع آنها در رستاخيز .
باز براى تاكيد بيشتر قرآن چهره آنها را در دنيا و آخرت چنين ترسيم مىكند : « در اين دنيا لعنتى پشت سر لعنت نصيب آنها كرديم ، و در روز قيامت آنها از زشت چهرگان و سيه رويانند » ( * ( وَأَتْبَعْناهُمْ فِي هذِه الدُّنْيا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيامَةِ هُمْ مِنَ الْمَقْبُوحِينَ ) * ) ( 1 ) .
لعنت خدا كه همان طرد از رحمت است ، و لعنت فرشتگان و مؤمنان كه نفرين است هر صبح و شام و هر وقت و بىوقت نثار آنها مىشود ، گاهى در عموم لعن ظالمان و مستكبران داخلند ، و گاه بالخصوص مورد لعن و نفرين واقع مىشوند ، زيرا هر كس تاريخ آنها را و رق مىزند بر آنها لعن و نفرين مىفرستد ! به هر حال اين زشت سيرتان اين جهان زشت صورتان آن جهانند كه آن روز « يوم البروز » و روز كنار رفتن پردهها است !
نكته : امامان « نور » و « نار »
در منطق قرآن ما دو گونه « امام » داريم : امامى كه پيشواى متقين در مسير
هامش
( 1 ) « مقبوح » از ماده « قبح » به معنى زشتى است ، و اينكه بعضى از مفسران « مقبوح » را به معنى مطرود يا رسوا و يا مغضوب و مانند آن تفسير كردهاند همه تفسير به لازم مطلب است و گرنه معنى « مقبوح » واضح است .