مجازات نخواهد كرد ، ولى فضل و موهبتى نيز نصيبشان نخواهد شد .
نكتهها :
1 - رابطه « گناه » و « فساد » !
بدون شك هر كار خلافى در وضع « جامعه » ، و از طريق آن در وضع « افراد » اثر مىگذارد ، و موجب نوعى فساد در سازمان اجتماعى مىشود ، گناه و كار خلاف و قانونشكنى همانند يك غذاى ناسالم و مسموم است كه در سازمان بدن انسان چه بخواهيم و چه نخواهيم تاثير نامطلوب خواهد گذارد ، و انسان گرفتار واكنش طبيعى آن مىشود .
« دروغ » سلب اعتماد مىكند .
« خيانت در امانت » روابط اجتماعى را بر هم مىزند .
« ظلم » هميشه منشا ظلم ديگرى است .
« سوء استفاده از آزادى » به ديكتاتورى مىانجامد ، و ديكتاتورى به انفجار .
« ترك حقوق محرومان » كينه و عداوت مىآفريند ، و تراكم كينهها و عداوتها اساس جامعه را متزلزل مىسازد .
خلاصه اينكه : هر كار نادرست چه در مقياس محدود و چه گسترده ، عكس العمل نامطلوبى دارد و يكى از تفسيرهاى آيه * ( ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ ) * همين است ( اين رابطه طبيعى « گناه » و « فساد » است ) .
ولى از روايات اسلامى استفاده مىشود كه بسيارى از گناهان علاوه بر اينها ، يك سلسله آثار شوم با خود همراه مىآورند كه ارتباط و پيوندشان با آن آثار لا اقل از نظر طبيعى ناشناخته است .
مثلا در روايات آمده است « قطع رحم » عمر را كوتاه ، و « خوردن مال حرام » قلب را تاريك ، و شيوع زنا سبب فناى انسانها مىشود و روزى را كم