قرآن مجيد در آيه 8 سوره فاطر مىگويد : فمن زين سُوءُ عَمَلِه فَرَآه حَسَناً : « آيا كسى كه اعمال زشتش در نظرش تزيين شده و آن را زيبا مىبيند ( همانند كسى است كه در راه حق گام برمىدارد و حقايق را آن چنان كه هست مىبيند و مىداند ) .
نكتهها :
1 - توحيد يك جاذبه نيرومند درونى
بدون شك همانگونه كه دلائل عقلى و منطقى به انسان جهت مىدهد در درون جان او نيز كششها و جاذبه هايى وجود دارد كه گاهى آگاهانه و گاه ناخودآگاه براى او تعيين جهت مىكند .
فلسفه وجودى آنها همين است كه در مسائل حياتى انسان هميشه نمىتواند به انتظار عقل و منطق بنشيند ، چرا كه اين كار گاهى سبب تعطيل هدفهاى حياتى مىشود ، مثلا اگر انسان براى خوردن غذا ، يا آميزش جنسى ، بخواهد از منطق « لزوم بدل ما يتحلل » و « لزوم تداوم نسل از طريق توالد و تناسل » الهام بگيرد و طبق آن حركت كند ، بايد مدتها پيش از اين نوع او منقرض شده باشد ، ولى غريزه و جاذبه جنسى از يك سو و اشتها به تغذيه از سوى ديگر خواه ناخواه او را به سوى اين هدف مىكشاند ، و هر قدر هدفها حياتىتر و عمومىتر باشد اين جاذبهها نيرومندتر است ! .
ولى بايد توجه داشت كه اين كششها و جاذبهها بر دو گونه است : بعضى ناآگاه است يعنى نياز به وساطت عقل و شعور ندارد ، همانگونه كه حيوان بدون نياز به تفكر به سوى غذا و جنس مخالف جذب مىشود .
اما گاهى تاثير آن به صورت آگاهانه است يعنى اين جاذبه درونى در عقل و انديشه اثر مىگذارد و او را وادار به انتخاب طريق مىكند .