تكوينيش بگويد انجام ده ، و فرمان تشريعيش بگويد انجام نده ! .
2 - دين به صورت خالص و پاك از هر گونه آلودگى در درون جان آدمى وجود دارد ، و انحرافات يك امر عارضى است ، بنا بر اين وظيفه پيامبران اين است كه اين امور عارضى را زايل كنند و به فطرت اصلى انسان امكان شكوفايى دهند .
3 - جمله لا * ( تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ) * و بعد از آن جمله * ( ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ) * تاكيدهاى ديگرى بر مساله فطرى بودن دين و مذهب و عدم امكان تغيير اين فطرت الهى است هر چند بسيارى از مردم بر اثر عدم رشد كافى قادر به درك اين واقعيت نباشند .
توجه به اين نكته نيز لازم است كه « فطرت » در اصل از ماده « فطر » ( بر وزن بذر ) به معنى شكافتن چيزى از طول است ، و در اين گونه موارد به معنى خلقت به كار مىرود ، گويى به هنگام آفرينش موجودات ، پرده عدم شكافته مىشود و آنها آشكار مىگردند .
به هر حال از نخستين روزى كه انسان قدم به عالم هستى مىگذارد اين نور الهى در درون جان او شعله ور است .
روايات متعددى كه در تفسير اين آيه آمده آنچه را در بالا گفتيم تاييد مىكند كه در بحث نكات از آن سخن خواهيم گفت ، علاوه بر بحثهاى ديگرى كه در زمينه فطرى بودن توحيد خواهيم داشت .
در آيه بعد چنين مىافزايد : اين توجه شما به دين حنيف خالص و فطرى « در حالى است كه شما بازگشت به سوى پروردگار مىكنيد » ( * ( مُنِيبِينَ إِلَيْه ) * ) .
اصل و اساس وجود شما بر توحيد است و سرانجام بايد به سوى همين اصل بازگرديد .
« منيبين » از ماده « انابه » در اصل به معنى بازگشت مكرر است ، و در اينجا منظور بازگشت به سوى خدا و بازگشت به سوى سرشت توحيدى مىباشد
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 419
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤١٩