تفسير :
تا اينجا بحثهاى فراوانى پيرامون توحيد و خداشناسى از طريق مشاهده نظام آفرينش و استفاده از آن براى اثبات يك مبدء علم و قدرت در ما وراى جهان طبيعت با استفاده از آيات توحيدى اين سوره داشتهايم .
و به دنبال آن در نخستين آيه از آيات مورد بحث سخن از توحيد فطرى است يعنى همان مساله را از طريق درون و مشاهده باطنى و درك ضرورى و جدايى تعقيب مىكند .
مىفرمايد : « روى خود را متوجه آئين پاك و خالص پروردگار كن » ! ( * ( فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً ) * ) .
چرا كه « اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده ، دگرگونى در آفرينش خدا نيست » ( فطرة * ( اللَّه الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّه ) * ) .
« اين است دين و آئين محكم و استوار » ( * ( ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ ) * ) .
« ولى اكثر مردم نمىدانند » ( * ( وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
« وجه » به معنى « صورت » است ، و در اينجا منظور صورت باطنى و روى دل مىباشد ، بنا بر اين منظور تنها توجه با صورت نيست ، بلكه توجه با تمام وجود است ، زيرا وجه و صورت مهمترين عضو بدن و سنبل آن است .
« اقم » از ماده « اقامه » به معنى صاف و مستقيم كردن و بر پا داشتن است .
و « حنيف » از ماده « حنف » ( بر وزن كنف ) به معنى تمايل از باطل به سوى حق و از كجى به راستى است ، به عكس « جنف » ( بر همين وزن ) به معنى تمايل از راستى به گمراهى است .
بنا بر اين دين حنيف يعنى دينى كه از تمام كجيها و از انحرافات و خرافات و گمراهيها به سوى راستى و درستى متمايل شده است .