به همين جهت جلوگيرى از خواب هميشه به عنوان يكى از دردناكترين شكنجهها نزد جباران و طاغوتيان شناخته شده است .
و نيز به همين دليل يكى از طرق درمان مؤثر بسيارى از بيماريها اين است كه بيمار را در خواب عميق فرو مىبرند ، و از اين راه توان و نيروى بيمار را افزايش مىدهند .
البته هيچ كس نمىتواند مقدار معينى را به عنوان « مقدار خواب لازم » براى عموم انسانها تعيين كند ، چه اينكه اين امر بستگى به سن و سال و وضع و موقعيت اشخاص و چگونگى ساختمان روحى و جسمى آنها دارد ، آنچه مهم است اينكه « خواب كافى » مقدارى است كه انسان بعد از آن احساس كند از اين نظر اشباع شده است ، درست همانگونه كه در مورد آب و مقدار غذا احساس سيرى مىكند .
اين نيز قابل توجه است كه علاوه بر « طول » زمان خواب ، « عمق » آن نيز اهميت ويژه اى دارد ، اى بسا يك ساعت خواب عميق كار چند ساعت خواب سطحى را در بازسازى روح و جسم انسان انجام مىدهد .
البته در آنجا كه خواب عميق ممكن نباشد « نعاس » ( خواب خفيف ) هم يكى از نعمتهاى الهى است ، چنان كه در آيه 11 سوره انفال در مورد مجاهدان بدر از آن ياد شده ، چرا كه در ميدان جنگ خواب عميق نه امكان پذير است و نه مفيد و سودمند .
به هر حال نعمت خواب ، و آرامش و آسايش ناشى از آن و نيز قدرت و نشاطى كه بعد از خواب پيدا مىشود از نعمتهايى است كه با هيچ بيانى قابل توصيف نيست .
آيه بعد كه پنجمين قسمت از آيات عظمت خدا را بيان مىكند باز به سراغ آيات آفاقى مىرود ، و مسئله باران و رعد و برق و حيات زمين را پس از مرگ
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 400
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٠٠