نيرويى بيش از اينان داشتند ، و زمين را ( براى زراعت و آبادى ) دگرگون ساختند ، و بيش از آنچه اينان آباد كردند ، عمران نمودند ، و پيامبرانشان با دلائل روشن به سراغشان آمدند ( اما آنها انكار كردند و كيفر خود را ديدند ) خداوند هرگز به آنها ستم نكرد ، آنها به خودشان ستم مىكردند .
10 - سپس سرانجام كسانى كه اعمال بد مرتكب شدند به جايى رسيد كه آيات خدا را تكذيب كردند و آن را به سخريه گرفتند .
تفسير : عاقبت بدكاران
در آخرين آيه بحث گذشته سخن از ظاهربينانى بود كه تنها افق فكرشان به محدوده دنيا و جهان ماده تعلق دارد ، و از قيامت و عالم ما وراء طبيعت بيخبرند .
در آيات مورد بحث و آيات آينده به ذكر مطالب متنوعى پيرامون مبدء و معاد مىپردازد نخست به صورت يك استفهام اعتراض آميز مىگويد : « آيا آنها در درون جان خويش تفكر نكردند كه خداوند آسمان و زمين و آنچه را در ميان اين دو است جز به حق نيافريده ؟ و براى آن اجل و پايان معينى قرار داده است » ( * ( أَ وَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ ما خَلَقَ اللَّه السَّماواتِ وَالأَرْضَ وَما بَيْنَهُما إِلَّا بِالْحَقِّ وَأَجَلٍ مُسَمًّى ) * ) .
يعنى اگر آنها درست بينديشند و به و جدان خود و داورى عقلشان مراجعه كنند به خوبى از اين دو امر آگاه مىشوند كه اولا جهان بر اساس حق آفريده شده ، و نظاماتى بر آن حاكم است كه دليل بر وجود عقل و قدرت كامل در خالق اين جهان است .
و ثانيا اين جهان رو به زوال و فنا مىرود و از آنجا كه خالق حكيم ممكن نيست بيهوده آن را آفريده باشد دليل بر اين است كه جهان ديگرى كه سراى بقا است بعد از اين جهان مىباشد ، و گرنه آفرينش اين جهان مفهوم نداشت ، و اين