در باره تطبيق تاريخى اين پيشگويى قرآن به زودى بحث خواهيم كرد .
2 - ظاهر بينان !
اصولا بينش يك انسان مؤمن و الهى با يك فرد مادى يا مشرك تفاوت بسيار دارد .
اولى طبق عقيده توحيدى جهان را مخلوق خداوند حكيم و آگاهى مىداند كه تمام افعالش روى حساب و برنامه است و به همين دليل معتقد است كه جهان مجموعه اى است از اسرار و رموز دقيق ، هيچ چيز در اين عالم ساده نيست ، همه كلمات اين كتاب پر محتوا و پر معنى است .
اين بينش توحيدى به او مىگويد : از كنار هيچ حادثه و هيچ موضوعى ساده نگذر زيرا ممكن است ساده ترين مسائل پيچيده ترين آنها باشد .
او هميشه به عمق اين جهان مىنگرد و به ظواهر آن قانع نيست ، او اين درس را در مكتب توحيد خوانده است ، او براى عالم هدف بزرگى قائل است و همه چيز را در دائره آن هدف مىبيند .
در حالى كه يك فرد مادى و بىايمان دنيا را مجموعه اى از حوادث كور و كر و بى هدف مىشمرد ، و جز به ظاهر آن نمىانديشد . اصلا براى آن باطن و عمقى قائل نيست ، مگر مىتوان براى كتابى كه مجموعه خطوط آن همان چيزى است كه كودكى با حركات بى هدف دست خود به روى كاغذ به وجود آورده است اهميت و عمقى قائل شد ؟ ! حتى به گفته بعضى از دانشمندان بزرگ علوم طبيعى تمام انديشمندان بشر از هر قشر و گروه كه در باره نظام جهان به انديشه برخاستهاند ، از نوعى تفكر مذهبى برخوردار بودهاند ( دقت كنيد ) .
« اينشتاين » دانشمند معروف معاصر مىگويد : « به سختى مىتوان در