از پيروزى معنوى به خاطر ظهور اعجاز قرآن .
و از پيروزى مقارن آن كه احتمالا « صلح حديبيه » يا يكى ديگر از فتوحات مسلمين بود .
باز هم براى تاكيد بيشتر مىفرمايد : « اين وعده اى است كه خدا داده است » ( * ( وَعْدَ اللَّه ) * ) ( 1 ) .
« و خداوند هرگز از وعده اش تخلف نخواهد كرد ، هر چند اكثر مردم نمىدانند » ( * ( لا يُخْلِفُ اللَّه وَعْدَه وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ ) * ) .
و علت عدم آگاهى مردم عدم معرفتشان نسبت به خدا و علم و قدرت او است آنها خدا را به درستى نشناختند ، و لذا از اين حقيقت كه او محال است از وعده اش تخلف كند درست آگاه نيستند ، چرا كه تخلف از وعده يا بخاطر جهل است كه مطلبى مكتوم بوده سپس آشكار گرديده و مايه تغيير عقيده شده است ، و يا به خاطر ضعف و ناتوانى است كه وعده دهنده از عقيده خود باز نگشته ولى توانايى بر انجام وعده خود ندارد .
اما خدايى كه هم از عواقب امور آگاه است و هم قدرتش ما فوق همه قدرتها است هرگز از وعده اش تخلف نخواهد كرد .
سپس مىافزايد « اين مردم كوتاه بين تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مىبينند و از آخرت و پايان كارها بيخبرند » ! ( * ( يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَهُمْ عَنِ الآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ ) * ) .
هامش
( 1 ) وعد اللَّه منصوب است به عنوان « مفعول مطلق » و عامل آن محذوف است و از جمله قبل يعنى « سيغلبون » كه مصداق وعده الهى است معلوم مىشود ، و در تقدير چنين است : وعد اللَّه ذلك وعدا .