آنها تنها از زندگى دنيا آگاهند ، و تازه از اين زندگى نيز به ظاهرى قناعت كردهاند ، مجموعه اى از سرگرميها و لذات زودگذر و خوابها و خيالها برداشت آنها را از زندگى دنيا تشكيل مىدهد ، غرور و غفلتى كه در اين برداشت نهفته است بر كسى پوشيده نيست .
اگر آنها باطن و درون اين زندگى دنيا را نيز مىدانستند براى شناخت آخرت كافى بود ، چرا كه دقت كافى در اين زندگى زودگذر نشان مىدهد كه حلقه اى است از يك سلسله طولانى ، و مرحله اى است از يك مسير بزرگ ، همانگونه كه دقت در زندگى دوران جنينى نشان مىدهد كه هدف نهايى خود اين زندگى نيست ، بلكه اين يك مرحله مقدماتى براى زندگى گسترده اى است .
آرى آنها تنها ظاهرى از اين زندگى را مىبينند و از محتوا و مفاهيم و مكنون آن غافلند .
جالب اينكه با تكرار ضمير « هم » به اين حقيقت اشاره مىكند كه علت اين غفلت و بيخبرى خود آنها هستند ، درست مثل اينكه كسى به ما بگويد : مرا از اين امر تو غافل كردى ، و در جواب بگوئيم : تو خودت غافل شدى ، يعنى سبب غفلت خودت بودى .
نكتهها :
1 - اعجاز قرآن از دريچه علم غيب
1 - يكى از طرق اثبات اعجاز قرآن خبرهاى غيبى قرآن است كه يك نمونه روشن آن در همين آيات مورد بحث آمده ، در طى چند آيه با انواع تاكيدات از پيروزى بزرگ يك ارتش شكست خورده در چند سال بعد خبر مىدهد ، و آن را به عنوان يك وعده تخلف ناپذير الهى معرفى مىكند .
از يك سو خبر از اصل پيروزى مىدهد ( * ( وَهُمْ مِنْ بَعْدِ غَلَبِهِمْ سَيَغْلِبُونَ ) * ) .