غلط ، تلقينهاى سوء ، پرده هايى بر آن مىافكند ، ولى هنگامى كه طوفانها از هر سو مىوزد و گردابهاى مشكلات در برابر انسان نمايان مىگردد و دست خود را از همه اسباب ظاهرى كوتاه مىبيند بىاختيار به سراغ عالم ما وراء طبيعت مىرود و هر گونه فكر شركآلود را از دل زدوده و در كوره اين حوادث - به مصداق « * ( مُخْلِصِينَ لَه الدِّينَ ) * » - از هر ناخالصى خالص مىگردد .
كوتاه سخن اينكه : هميشه يك نقطه نورانى در درون قلب انسان وجود دارد كه خط ارتباطى او با جهان ما وراء طبيعت ، و نزديكترين راه به سوى خدا است . تعليمات غلط و غفلت و غرور ، مخصوصا به هنگام سلامت و وفور نعمت ، پرده هايى بر آن مىافكند ، اما طوفانهاى حوادث اين پردهها را مىدرد و خاكسترها را كنار مىزند ، و آن نقطه نورانى آشكار مىشود .
به همين دليل پيشوايان بزرگ اسلام كسانى را كه در مساله خداشناسى سخت در ترديد فرو مىرفتند از همين طريق ارشاد مىنمودند .
داستان مرد سرگردانى را كه در امر خداشناسى گرفتار شك و ترديد شده بود ، و امام صادق ع از همين راه فطرى و درونى او را ارشاد فرمود ، همه شنيدهايم .
عرض كرد :
يا بن رسول اللَّه دلنى على اللَّه ما هو ؟ فقد اكثر على المجادلون و حيرونى ! فقال له الامام ( ع ) : يا عبد اللَّه ! هل ركبت سفينة قط ؟ قال نعم ، قال فهل كسر بك حيث لا سفينة تنجيك و لا سباحة تغنيك ؟ قال نعم .
قال فهل تعلق قلبك هنالك ان شيئا من الاشياء قادر على ان يخلصك من ورطتك ؟ قال : نعم .
قال الصادق ( ع ) فذلك الشيء هو اللَّه القادر على الانجاء حيث لا منجى ، و على الاغاثة حيث لا مغيث :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 341
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٤١