تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
ناحيه خدا است ، مىفرمايد : « اگر از آنها سؤال كنى چه كسى از آسمان آبى نازل كرد و زمين را بعد از مردن به وسيله آن زنده كرد همه يك زبان مىگويند : اللَّه « ! ( * ( وَلَئِنْ سَأَلْتَهُمْ مَنْ نَزَّلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَحْيا بِه الأَرْضَ مِنْ بَعْدِ مَوْتِها لَيَقُولُنَّ اللَّه ) * ) . اين اعتقاد باطنى بتپرستان است كه حتى از اظهار آن با زبان ابا نداشتند ، زيرا آنها هم « خالق » را خدا مىدانستند و هم « رب و مدبر جهان » را خدا معرفى مىكردند . بعد مىافزايد : « بگو حمد و ستايش مخصوص خدا است » ( * ( قُلِ الْحَمْدُ لِلَّه ) * ) . حمد و سپاس براى كسى است كه همه نعمتها از ناحيه او است ، زيرا هنگامى كه آب كه سرچشمه اصلى حيات و مايه زندگى همه جانداران است از ناحيه او باشد پيدا است ساير ارزاق نيز از ناحيه او است . بنا بر اين حمد و ستايش نيز بايد مخصوص به او باشد كه معبودهاى ديگر سهمى در اين ميان ندارند . بگو شكر خدا را كه آنها خودشان به اين حقايق نيز معترفند . و بگو شكر خدا را كه منطق ما آن قدر زنده و كوبنده است كه هيچكس قدرت بر ابطال آن ندارد . و از آنجا كه گفتگوهاى مشركان از يك سو ، و گفتارها و اعمالشان از سوى ديگر با هم تناقض داشت ، در پايان آيه مىافزايد : « بلكه اكثر آنها درك نمىكنند » ( * ( بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ) * ) . و گرنه انسان عاقل و فهميده چگونه ممكن است اين قدر پراكنده گويى كند ؟ از يك طرف خالق و رازق و مدبر جهان را خدا بداند ، و از سوى ديگر در برابر بتها كه هيچ تاثيرى در سرنوشت آنان ندارند سجده كند . از يك سو معتقد به توحيد « خالق » و « رب » باشند و از سوى ديگر دم از