را مىدانند ، بلكه مىگويد « به زودى خواهند دانست » اين اطلاق كلام براى آن است كه مفهومش هر چه وسيعتر باشد و ذهن شنونده در هيچ حدى محدود نگردد ، نتيجه اعمال ، عذاب الهى ، رسوايى در دو جهان و هر گونه بدبختى ديگر .
نكته : شدائد زمينه ساز شكوفايى فطرت است
به خواست خداوند در ذيل آيه 30 سوره روم پيرامون فطرى بودن اصل توحيد و خداشناسى مشروحا سخن خواهيم گفت آنچه در اينجا ذكر آن لازم است اين است كه قرآن مجيد در آيات فراوانى از مشكلات و سختيها به عنوان يك وسيله ظهور و بروز اين فطرت انسانى سخن مىگويد :
در يك جا مىگويد : وَما بِكُمْ مِنْ نِعْمَةٍ فَمِنَ اللَّه ثُمَّ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْه تَجْئَرُونَ ثُمَّ إِذا كَشَفَ الضُّرَّ عَنْكُمْ إِذا فَرِيقٌ مِنْكُمْ بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ : « آنچه از نعمتها داريد از خدا است ، و چون بلائى به شما رسد به درگاه او فرياد مىكشيد اما هنگامى كه بلا را از شما بر طرف مىكند باز گروهى از شما مشرك مىشوند » ! ( نحل - 53 - 54 ) .
در سوره يونس همين معنى به صورت ديگرى مطرح شده : وَإِذا مَسَّ الإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِه أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْه ضُرَّه مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضر مسه : « هنگامى كه رنج و بلائى به انسان رسد در همان لحظه ما را مىخواند خفته ، يا نشسته يا ايستاده ، اما هنگامى كه رنج او را بر طرف ساختيم آن چنان در غفلت فرو مىرود كه گويى هرگز ما را براى حل مشكلش نخوانده است » ! ( يونس - 12 ) .
در سوره روم آيه 33 ، و سوره زمر آيه 49 ، و در سوره اسراء آيه 67 - 69 نيز همين مطلب با عبارات ديگر و اشارات پر معنى آمده است .