نبوت احتمالا توانايى بر نوشتن و خواندن از طريق تعليمات الهى داشت هر چند در هيچ تاريخى ديده نشده است كه او از اين علم و دانشش استفاده كرده باشد ، چيزى را از رو بخواند و يا با دست خود نامه اى بنويسد ، و شايد پرهيز پيامبر ص در تمام عمرش از اين كار باز براى اين بود كه دستاويزى به دست بهانه - جويان ندهد .
تنها موردى كه در بعضى كتب تاريخ و حديث آمده كه پيامبر ص خودش مطلبى را نوشت در ماجراى صلح حديبيه است كه در مسند احمد آمده است : « پيامبر شخصا قلم به دست گرفت و صلحنامه را نوشت » ( 1 ) .
ولى جمعى از علماى اسلام اين حديث را انكار كردهاند و آن را مخالف صريح آيات فوق مىدانند ، هر چند به عقيده بعضى صراحتى هم ندارد ، زيرا اين آيات ناظر به وضع پيامبر ص قبل از نبوت است چه مانعى دارد كه بعد از نيل به مقام نبوت استثنائا در يك مورد خطى بنويسد كه آن خود معجزه اى محسوب مىشود .
ولى به هر حال در چنين مساله اى تكيه كردن بر خبر واحد دور از حزم و احتياط و مخالف چيزى است كه در علم اصول اثبات شده ، هر چند اين خبر چنان كه گفتيم مشكلى ايجاد نكند ( 2 ) .
2 - راه نفوذ در ديگران
براى تسخير دلها و نفوذ سخن حق در افكار ديگران تنها توسل به استدلالات قوى و نيرومند كافى نيست ، نحوه برخورد با طرف ، و شيوه بحث عميقترين اثر را
هامش
( 1 ) مسند احمد جلد 4 صفحه 298 .
( 2 ) در جلد 6 تفسير نمونه صفحه 400 به بعد شرح ديگرى در زمينه پيامبر امى ( ذيل آيه 157 سوره اعراف ) آمده است .