قابل توجه اينكه اين گروه قبلا نيز كافر بودهاند ، ولى تاكيد مجدد بر كفرشان ممكن است به اين جهت باشد كه قبلا اتمام حجت بر آنها نشده بود ، كفر حقيقى الان است كه بر آنها اتمام حجت شده و با علم و آگاهى صراط مستقيم را رها كرده در بيراهه گام مىزنند .
سپس به يكى ديگر از نشانههاى روشن حقانيت دعوت پيامبر اسلام ص كه تاكيدى است بر محتواى آيه گذشته اشاره كرده مىگويد : « تو قبل از نزول قرآن هرگز كتابى را نمىخواندى ، و هرگز با دست خود چيزى نمىنوشتى مبادا دشمنانى كه در صدد ابطال دعوت تو هستند گرفتار شك و ترديد شوند » ( و بگويند آنچه را او آورده نتيجه مطالعه كتب پيشين و نسخه بردارى از آنها است ) ( * ( وَما كُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِه مِنْ كِتابٍ وَلا تَخُطُّه بِيَمِينِكَ إِذاً لَارْتابَ الْمُبْطِلُونَ ) * ) ( 1 ) .
تو هرگز به مكتب نرفتى و خط ننوشتى ، اما با اشاره وحى الهى ، مساله آموز صد مدرس شدى ! .
چگونه مىتوان باور كرد ، شخصى درس نخوانده و استاد و مكتب نديده با نيروى خودش كتابى بياورد و از همه جهان بشريت دعوت به مقابله كند و همگان از آوردن مثل آن عاجز شوند ؟
آيا اين دليل بر آن نيست كه نيروى تو از قدرت بىپايان پروردگار مدد مىگيرد ؟ و كتاب تو وحى آسمانى است كه از ناحيه او بر تو القاء شده است ؟
توجه به اين نكته لازم است كه اگر كسى بگويد ما از كجا بدانيم كه پيامبر اسلام ص هرگز به مكتب نرفت و خط ننوشت ! در پاسخ مىگوئيم : او
هامش
( 1 ) ضمير در « من قبله » به قرآن باز مىگردد ، و تعبير به « يمين » ( دست راست ) به خاطر آن است كه غالبا انسانها با دست راست مىنويسند « مبطلون » جمع « مبطل » به معنى كسى است كه در صدد ابطال چيزى است .