به هر حال ابراهيم ع از آن آتش عظيم به صورت خارق العاده اى به لطف پروردگار رهايى يافت ، ولى نه تنها دست از بيان هدفهاى خود بر نداشت بلكه شتاب و سرعت و حرارت بيشترى به آن داد .
« ابراهيم به آنها گفت : شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كردهايد كه مايه دوستى و محبت ميان شما در زندگى دنيا باشد ، اما بدانيد روز قيامت اين رشته محبت به كلى از هم گسسته مىشود ، و هر يك از شما به ديگرى كافر مىگردد ، و يكديگر را لعن و نفرين مىكنيد و جايگاه همه شما آتش است ، و هيچ يار و ياورى نخواهيد داشت » ( * ( وَقالَ إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّه أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَيَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً وَمَأْواكُمُ النَّارُ وَما لَكُمْ مِنْ ناصِرِينَ ) * ) ( 1 ) .
چگونه انتخاب بتها مايه مودت ميان بت پرستان مىشد ؟
اين سؤالى است كه از چند راه مىتوان به آن پاسخ گفت :
نخست اينكه پرستش بت براى هر قوم و قبيله اى به اصطلاح رمز وحدت بود زيرا هر گروهى بتى براى خود انتخاب كرده بود ، چنان كه در مورد بتهاى معروف جاهليت عرب نيز نوشتهاند كه هر يك از آنها تعلق به اهل شهر يا قبيله اى داشت ( از جمله بت « عزى » مخصوص قريش بود و « لات » از آن طايفه ثقيف و « منات » مخصوص اوس و خزرج ) ( 2 ) .
ديگر اينكه پرستش بتها پيوندى ميان آنها و نياكانشان ايجاد مىكرد و غالبا متعذر به همين عذر مىشدند كه اينها آثار نياكان ما است و ما از آنها پيروى مىكنيم .
هامش
( 1 ) منصوب بودن « مودة بينكم » به خاطر آنست كه « مفعول لاجله » مىباشد احتمالات ديگرى نيز مفسران در اين زمينه دادهاند .
( 2 ) سيره ابن هشام ج 1 صفحات 86 - 87 .