است براى كسانى كه ايمان مىآورند .
25 - ( ابراهيم ) گفت : شما غير از خدا بتهايى براى خود انتخاب كردهايد كه مايه دوستى و محبت ميان شما در زندگى دنيا باشد ، سپس روز قيامت هر يك به ديگرى كافر مىشويد و يكديگر را لعن مىكنيد و جايگاه شما آتش است و هيچ يار و ياورى نخواهيد داشت ! 26 - لوط به او ( ابراهيم ) ايمان آورد و ( ابراهيم ) گفت من به سوى پروردگارم هجرت مىكنم كه او عزيز و حكيم است .
27 - و ما به او اسحاق و يعقوب را بخشيديم ، و در دودمانش نبوت و كتاب آسمانى قرار داديم ، پاداش او را در دنيا داديم و در آخرت از صالحان است .
تفسير : طرز پاسخ مستكبران به ابراهيم ( ع )
حال نوبت آن است كه ببينيم اين قوم گمراه در برابر دلائل سه گانه ابراهيم ع در زمينه توحيد و نبوت و معاد چه گفتند ؟ آنها قطعا پاسخ منطقى نداشتند و لذا مانند همه زورمندان قلدر بىمنطق تكيه بر قدرت شيطانيشان كردند ، و فرمان قتل او را صادر نمودند چنان كه قرآن مىگويد : « قوم ابراهيم جوابى جز اين نداشتند كه گفتند او را به قتل برسانيد يا بسوزانيد » ! ( * ( فَما كانَ جَوابَ قَوْمِه إِلَّا أَنْ قالُوا اقْتُلُوه أَوْ حَرِّقُوه ) * ) .
از اين تعبير استفاده مىشود كه گروهى طرفدار سوزاندن ابراهيم بودند در حالى كه گروهى ديگر اعدام او را به وسيله شمشير و امثال آن پيشنهاد مىكردند سرانجام گروه اول پيروز شدند چون معتقد بودند بدترين نوع اعدام همان سوزانيدن با آتش است .
اين احتمال نيز وجود دارد كه همه آنها نخست به اعدام او با وسائل معمولى مىانديشيدند ، ولى بعدا همگى اتفاق بر اين كردند كه او را آتش بزنند و حد اكثر