نور و روشنايى است ، همان نورى كه حيات و زندگى همه موجودات زنده بسته به آن است كه اگر نور آفتاب نبود ، نه درختى مىروئيد و نه گلى مىخنديد ، و نه مرغى پرواز مىكرد ، نه انسان زنده اى وجود داشت و نه قطره بارانى مىباريد « سرمد » به معنى دائم و هميشگى است ( بعضى آن را از ماده « سرد » به معنى « پى در پى » دانستهاند و ميم آن را زائده مىدانند ، ولى ظاهر اين است كه خود اين ماده مستقلا به معنى دائم و هميشگى مىباشد ) ( 1 ) .
آيه بعد سخن از نعمت « ظلمت و تاريكى » به ميان مىآورد مىفرمايد :
بگو به من خبر دهيد آيا اگر خداوند روز را تا قيامت بر شما جاودان كند چه معبودى غير از اللَّه است كه شبى براى شما بياورد تا در آن آرامش يابيد ؟ آيا نمىبينيد « ؟ ! ( * ( قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّه عَلَيْكُمُ النَّهارَ سَرْمَداً إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ مَنْ إِله غَيْرُ اللَّه يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيه أَ فَلا تُبْصِرُونَ ) * ) .
و در سومين آيه كه در حقيقت نتيجه گيرى از دو آيه قبل است مىفرمايد :
« از رحمت الهى است كه براى شما شب و روز قرار داد ، تا از يك سو در آن آرامش پيدا كنيد ، و از سوى ديگر براى تامين زندگى و بهره گيرى از فضل خداوند تلاش كنيد ، و شايد شكر نعمت او را بجا آوريد » ( * ( وَمِنْ رَحْمَتِه جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ لِتَسْكُنُوا فِيه وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِه وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ) * ) .
آرى گستردگى دامنه رحمت خدا ايجاب مىكند كه تمام وسائل حيات شما را تامين كند ، شما از يك سو نياز به كار و كوشش و حركت داريد كه بدون
هامش
( 1 ) قابل توجه اينكه ارباب لغت تصريح كردهاند كه « سرمدى » به موجودى گفته مىشود كه نه آغاز دارد و نه انجام ، ولى « ازلى » به چيزى گفته مىشود كه آغاز ندارد ، و « ابدى » به چيزى كه انجام ندارد .