كوردل و لجوج در آن مجلس بزرگ مورد بازخواست قرار مىگيرند ، در آنجا است كه به عمق فاجعه شرك آشنا مىشوند ، و حقانيت پروردگار و پوچى بتها را به روشنى مىبينند .
جالب اينكه قرآن در اينجا تعبير به « * ( ضَلَّ عَنْهُمْ ما كانُوا يَفْتَرُونَ ) * » مىكند يعنى پندارهاى بىاساسشان در مورد بتها همه از نظرهاشان محو و غائب مىشود ، چرا كه عرصه قيامت عرصه حق است و جايى براى باطل در آنجا نيست ، باطل از آن صحنه گم مىشود و محو مىگردد .
اگر در اينجا باطل پرده اى از حق بر خود مىپوشاند و چند روزى به فريبكارى مشغول مىشود ، در آنجا پردههاى فريب و نيرنگ كنار مىرود و جز حق چيزى باقى نمىماند .
در روايتى از امام باقر ع در تفسير جمله « * ( وَنَزَعْنا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيداً ) * » چنين مىخوانيم
« و من هذه الامة امامها »
يعنى از اين امت نيز امامش را برمىگزينيم ( 1 ) .
اين سخن اشاره به آن است كه در هر عصر و زمانى شاهد و گواه معصومى براى امت لازم است ، و حديث فوق از قبل بيان مصداق اين معنا است .
هامش
( 1 ) تفسير الميزان جلد 16 صفحه 20 .