تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
فرزندت حرقاسيل را وصى خود قرار ده . حرقاسيل وصيت اخنوخ را انجام داد هنگام وفات به فرزند خود نوح وصيت كرد - صندوق و محتوياتش را با وصيت‌نامه به او سپرد و در نزد نوح بود تا با خود در كشتى نهاد . نوح به فرزند خود سام وصيت كرد و صندوق را به او سپرد با آنچه در آن بود باضافه وصيت نامه . حبيب سجستانى گفت : سخن حضرت ابو جعفر در اين جا قطع شد . تفسير عياشى : ج 1 ص 309 - ابو حمزه ثمالى از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه فرمود وقتى آدم از درخت ممنوع خورد به زمين فرود آمد . هابيل و خواهرش دو قلو براى او متولد شد بعد از آن دو قابيل و خواهرش دو قلو متولد شدند . آدم بهابيل و قابيل دستور داد قربانى كنند . هابيل گوسفند دار بود و قابيل زراعت كار هابيل يكى از بهترين گوسفندهاى خود را براى قربانى آورد . اما قابيل از زراعت خود مقدارى ناپاك آورد . قربانى هابيل قبول شد ولى از قابيل نپذيرفتند اين آيه قرآن اشاره به همين جريان است .
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ ابْنَيْ آدَمَ بِالْحَقِّ إِذْ قَرَّبا قُرْباناً فَتُقُبِّلَ مِنْ أَحَدِهِما وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ
. قربانى وقتى قبول مىشد كه آتش مىگرفت . از آن پس قابيل آتش خانه‌اى بنا كرد و او اول كسى بود كه آتشكده ساخت . گفت آنقدر اين آتش را ميپرستم تا قربانى مرا قبول كند . بعد شيطان كه مانند خود در رك انسان مىتواند نفوذ كند پيش قابيل آمده گفت چون قربانى هابيل قبول شد و از تو رد گرديد اگر چاره‌اى براى اين كار نكنى داراى فرزند خواهد شد و فرزندان او بر فرزندان تو فخر مىكنند مىگويند ما اولا كسى هستيم كه قربانيش قبول شد و شما فرزند كسى كه