هر كه نبوت نوح را درك كرد با او سوار كشتى شود و صندوق را با محتوياتش در كشتى گذارد مبادا از نوح تخلف ورزند .
پسرم تو و تمام فرزندانم از قابيل ملعون و فرزندانش بر حذر باشيد ديديد با برادر شما چه معامله كرد با آنها آميزش و ازدواج نداشته باشيد تو و برادران و خواهرانت در بالاى كوه مسكن بگيريد و قابيل و فرزندانش را پائين كوه جاى دهيد .
روزى كه خدا خبر داده بود كه آدم خواهد مرد خود را آماده مرگ كرد و يقين نمود بالاخره ملك الموت بر او وارد شد و آدم از او درخواست كرد كه اجازه بده من شهادت به يگانگى خدا دهم و او را بستايم بواسطه لطف و عنايتى كه به من فرموده .
گفت : اشهد ان لا إله الا اللَّه - گواهى مىدهم كه من بنده خدا و خليفه او در زمين هستم مرا مشمول لطف خويش قرار داد و بدست خود آفريد جز من كسى را بدست خود نيافريد و از روح خود در من دميد و مرا زيبا آفريد و به صورت من كسى را قبل از من نيافريده بود ملائكه را به سجده من دستور داد و تمام اسماء را به من آموخت .
با اينكه ملائكه را از اسماء اطلاع نداد مرا در بهشت خود جاى داد آنجا را قرارگاه و وطن من قرار نداده بود مرا آفريد تا در زمين كه مقدر نموده بود ساكن نمايد اينها تمام برنامههائى بود كه قبل از آفريدن من تعيين كرده بود من در راه تقدير و دستور او بزندگى خود ادامه دادم بعد به من دستور داد كه از آن درخت نخورم من مخالفت نموده از آن درخت ميل كردم موجب لغزش من شد ، از خطاى من گذشت او را مىستايم بر تمام نعمتهائى كه به من عنايت فرموده آن چنان ستايشى كه رضايت او را موجب گردد .
ملك الموت مأموريت خود را انجام داد و روح آدم صلوات اللَّه عليه را قبض نمود .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 38
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٣٨