نميتواند رفع اختلاف از ما بنمايد اما من همين سؤال را از او ميكنم .
حضرت صادق عليه السّلام فرمود : بپرس او را مردى وارد و پرمايه خواهى يافت .
شامى - چه كسى صلاح مردم را بهتر ميداند خدا يا خود مردم ؟
هشام - خدا .
شامى - آيا خداوند صلاحى ديده است كه موجب رفع اختلاف شود و حق را از باطل تشخيص دهند .
هشام - آرى .
شامى - آن شخص كيست .
هشام - در ابتداى اسلام پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله پس از پيامبر ديگرى است .
شامى - آن ديگر كيست كه جانشين او است در حجت بودن .
هشام - منظورت در اين زمان كيست يا قبل از اين زمان .
شامى - منظورم هم اكنون زمان خودمان .
هشام - اشاره به طرف حضرت صادق عليه السّلام نموده گفت اين آقا كه نشسته است كسى است بارهاى گران از هر طرف بر در خانهاش براى كسب فيض فرود مىآيد و از وقايع آسمان ما را بوراثت از آباء و اجداد خود مطلع مىكند .
شامى - من از كجا بدانم ادعاى تو صحيح است .
هشام - هر چه ميل دارى از او بپرس .
شامى - بهانه مرا قطع كردى اينك مجبورم من سؤال كنم و آزمايش نمايم .
در اين موقع حضرت صادق عليه السّلام رو بمرد شامى كرده فرمود من ترا از پيدا كردن سؤال بىنياز ميكنم از سير و سفرت اطلاع مىدهم فلان روز حركت كردى و از فلان راه آمدى و بفلان جا گذشتى و فلانى با تو بر خورد كرد . شامى گوش ميداد تمام گفتار امام عليه السّلام را ميگفت به خدا همين طور است .
ناگهان مرد شامى گفت : اكنون اسلام آوردم . حضرت صادق فرمود : نه حالا تو ايمان آوردى « زيرا قبلا مسلمان بودى » اسلام جلوتر از ايمان است
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 13
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٣