تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
است . فرمود خدا ترا رحمت كند . سرش را بوسيده گفتم حضرت علي بن الحسين از دنيا نرفت مگر اينكه حجتى قرار داد و جانشين او حضرت باقر عليه السّلام است كه اطاعتش واجب است فرمود خدا ترا رحمت كند . گفتم خدا خير و صلاح را پيشاپيش شما قرار دهد سر مباركتان جلو بياوريد ببوسم . سر آن جناب را بوسيده گفتم پدر شما از دنيا نرفت مگر اينكه شما را بجانشينى خود معين كرد و شما حجت خدا هستيد و اطاعت شما لازم است . فرمود سكوت كن ( از نظر تقيه ) گفتم آقا سر خود را جلو بياوريد ببوسم امام عليه السّلام خنده‌اش گرفت فرمود هر چه مايلى بپرس ديگر بعد از اين چيزى از تو پوشيده نميدارم و ترا از شيعيان خود ميشمارم . « 1 » علل الشرائع : ص 52 - جابر از حضرت باقر عليه السّلام نقل كرد كه پرسيدم بچه جهت مردم احتياج بپيامبر و امام دارند . فرمود به جهت برقرارى نقشه و صلاح جهان . زيرا خداوند عذاب را از اهل زمين بر طرف مىكند وقتى در ميان آنها پيامبر يا امام باشد خداوند در قرآن كريم ميفرمايد :
ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِيهِمْ
خداوند هرگز آنها را عذاب نميكند تا وقتى تو ( پيغمبر ) ميان آنها باشى .
هامش
( 1 ) در روايت كشى ابتداى خبر را چنين نقل مىكند كه به حضرت صادق عليه السّلام عرض كردم خداوند اجل از اينست كه بوسيله مردم شناخته شود بلكه مردم بوسيله خدا شناخته مىشوند . فرمود صحيح است گفتم هر كس بفهمد كه خدائى دارد بايد بداند كه آن خدا خشم و خشنودى خواهد داشت رضا و سخط خدا را نميتوان تشخيص داد مگر بواسطه پيامبر هر كسى به او وحى نشود بايد در جستجوى پيامبر باشد وقتى آنها را يافت ميفهمد كه ايشان حجت خدايند و اطاعت آنها واجب است .