تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 15

مساهمون:

ص١٥
گفتند : قرآن . من دقت كردم ديدم در مورد آيات قرآن مرجئه « 1 » و خوارج و طبيعي مذهبان اختلاف ميكنند و به بحث و انتقاد ميپردازند يكى بر ديگرى پيروز مىشود فهميدم كه قرآن نميتواند حجت باشد مگر بوسيلهء امام و رهبرى ديگر هر چه در قرآن فرموده است حق است ( اما تشخيص معنى آن احتياج بمفسر معصوم دارد ) به آنها گفتم چه كسى راهبر و راهنماى قرآن است . جواب دادند عبد اللَّه بن مسعود و عمر و حذيفه از قرآن اطلاع داشتند . گفتم : به تمام قرآن وارد بودند گفتند : نه . كسى را نيافتم كه بگويند همه قرآن را ميداند جز علي بن ابى طالب عليه السّلام وقتى قرآن ميان آنها باشد اين يكى ميگويد نميدانم آن ديگرى نيز اظهار بىاطلاعى كند سومى هم بگويد نميدانم چهارمى نيز وارد نباشد پس در اين صورت من يقين ميكنم و گواهى مىدهم كه رهبر خلق و راهنماى آنها علي بن ابى طالب است كه نگهبان قرآن است و اطاعت از او واجب و حجت خدا است پس از پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله و سلم و هر چه او در باره قرآن بفرمايد صحيح است . فرمود خدا تو را رحمت كند . من پيشانى امام را بوسيده گفتم علي بن ابى طالب از دنيا نرفت مگر اينكه حجتى بعد از خود بجاى گذاشت مثل پيامبر اكرم كه جانشين تعيين كرد و امام حسن عليه السّلام جانشين علي عليه السّلام است گواهى مىدهم امام حسن حجت خدا و اطاعت او لازم است فرمود خدا رحمتت كند . سر مبارك امام را بوسيده گفتم من گواهى مىدهم كه امام حسن از دنيا نرفت مگر اينكه جانشينى براى خود تعيين نمود مانند پيامبر و پدر بزرگوارش و حجت بعد از ايشان حضرت امام حسين عليه السّلام است و اطاعت او لازم . فرمود خدا رحمتت كند سرش را بوسيده گواهى مىدهم كه امام حسين از دنيا نرفت مگر اينكه حجتى قرار داد و جانشين او حضرت زين العابدين عليه السّلام
هامش
( 1 ) گروهى كه معتقدند آدم مؤمن هر گناهى بكند برايش ايرادى نيست و كافر هر كار خوبى انجام بدهد بهره نميبرد گاهى باهل سنت نيز مرجئه مىگويند .
بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 15 | العلامة المجلسي / موسى خسروى