تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 556

مساهمون:

ص٥٥٦
البته از كلمات بعضى از قدماى علماى شيعه و همچنين از سخنان مرحوم طبرسى در مجمع البيان برمىآيد كه اقليت بسيار كوچكى از شيعه با اين عقيده مخالف بودند ، و رجعت را به معنى بازگشت دولت و حكومت اهل بيت ع تفسير مىكردند ، نه بازگشت اشخاص و زنده شدن مردگان ، ولى مخالفت آنها طورى است كه لطمه اى به اجماع نمىزند . به هر حال در اينجا بحثهاى فراوانى است كه براى خارج نشدن از طرز بحث تفسيرى به صورت فشرده در اينجا مىآوريم : 1 - بدون ترديد احياى گروهى از مردگان در اين دنيا از محالات نيست ، همانگونه كه احياى جميع انسانها در قيامت كاملا ممكن است و تعجب از چنين امرى همچون تعجب گروهى از مشركان جاهليت از مساله معاد است و سخريه در برابر آن همانند سخريه آنها در مورد معاد مىباشد ، چرا كه عقل چنين چيزى را محال نمىبيند ، و قدرت خدا آن چنان وسيع و گسترده است كه همه اين امور در برابر آن سهل و آسان است . 2 - در قرآن مجيد ، وقوع رجعت اجمالا در پنج مورد از امتهاى پيشين آمده است . الف - در مورد « پيامبرى كه از كنار يك آبادى عبور كرد در حالى كه ديوارهاى آن فرو ريخته بود و اجساد و استخوانهاى اهل آن در هر سو پراكنده شده بود ، و از خود پرسيد چگونه خداوند اينها را پس از مرگ زنده مىكند ، اما خدا او را يكصد سال ميراند و سپس زنده كرد و به او گفت چقدر درنگ كردى ؟ عرض كرد يك روز يا قسمتى از آن ، فرمود نه بلكه يكصد سال بر تو گذشت « ( آيه 259 سوره بقره ) . اين پيامبر ، عزير باشد يا پيامبر ديگرى تفاوت نمىكند ، مهم صراحت قرآن در زندگى پس از مرگ است در همين دنيا ( فَأَماتَه اللَّه مِائَةَ عامٍ ثُمَّ بَعَثَه ) .