كه او سلطان بود و حكمروا ، ولى مگر نمىشد بساطى ساده همچون ساير پيامبران داشته باشد ؟
اما چه مانعى دارد كه سليمان براى تسليم كردن ملكه سبا كه تمام قدرت و عظمت خود را در تخت و تاج زيبا و كاخ باشكوه و تشكيلات پر زرق و برق مىدانست صحنه اى به او نشان دهد كه تمام دستگاه تجملاتيش در نظر او حقير و كوچك شود ، و اين نقطه عطفى در زندگى او براى تجديد نظر در ميزان ارزشها و معيار شخصيت گردد ؟ ! چه مانعى دارد كه به جاى دست زدن به يك لشكركشى پر ضايعه و توأم با خونريزى ، مغز و فكر ملكه را چنان مبهوت و مقهور كند كه اصلا به چنين فكرى نيفتد ، بخصوص اينكه او زن بود و به اين گونه مسائل تشريفاتى اهميت مىداد .
مخصوصا بسيارى از مفسران تصريح كردهاند كه سليمان پيش از آنكه ملكه سبا به سرزمين شام برسد دستور داد چنين قصرى بنا كردند ، و هدفش نمايش قدرت براى تسليم ساختن او بود ؟ اين كار نشان مىداد قدرت عظيمى از نظر نيروى ظاهرى در اختيار سليمان است كه او را به انجام چنين كارهايى موفق ساخته است .
به تعبير ديگر اين هزينه در برابر امنيت و آرامش يك منطقه وسيع و پذيرش دين حق ، و جلوگيرى از هزينه فوق العاده جنگ ، مطلب مهمى نبود .
و لذا هنگامى كه ملكه سبأ ، اين صحنه را ديد « چنين گفت : پروردگارا ! من بر خويشتن ستم كردم » ! ( لَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي ) .
« و با سليمان در پيشگاه اللَّه ، پروردگار عالميان ، اسلام آوردم » ( أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) .
من در گذشته در برابر آفتاب سجده مىكردم ، بت مىپرستيدم ، غرق تجمل و زينت بودم ، و خود را برترين انسان در دنيا مىپنداشتم .
اما اكنون مىفهمم كه قدرتم تا چه حد كوچك بوده و اصولا اين زر و زيورها
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 482
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٢