ذيلا مىكنيم .
1 - اين داستان از موهبت علم وافرى كه خداوند در اختيار سليمان و داود گذاشته است شروع مىشود ، و به توحيد و تسليم در برابر فرمان پروردگار ختم مىگردد ، آن هم توحيدى كه پايگاهش نيز « علم » است .
2 - اين داستان نشان مىدهد كه گاه غائب شدن يك پرنده ، و پرواز استثنايى او بر فراز يك منطقه ممكن است مسير تاريخ ملتى را تغيير دهد ، و آنها را از شرك به ايمان و از فساد به صلاح بكشاند ، و اين است نمونه اى از قدرتنمايى پروردگار و نمونه اى از حكومت حق ! 3 - اين داستان نشان مىدهد كه نور توحيد در تمام دلها پرتوافكن است و حتى يك پرنده ظاهرا خاموش از اسرار عميق توحيد خبر مىدهد .
4 - براى توجه دادن يك انسان به ارزش واقعيش ، و نيز هدايت او به سوى اللَّه بايد نخست غرور و تكبر او را در هم شكست تا پردههاى تاريك از جلو چشم واقع بين او كنار برود همانگونه كه سليمان با انجام دو كار غرور ملكه سبا را درهم شكست : حاضر ساختن تختش ، و به اشتباه افكندن او در برابر ساختمان قسمتى از قصر ! 5 - هدف نهايى در حكومت انبياء ، كشورگشايى نيست ، بلكه هدف همان چيزى است كه در آخرين آيه فوق خوانديم كه سركشان به گناه خود اعتراف كنند و در برابر رب العالمين سر تعظيم فرود آورند ، و لذا قرآن با همين نكته داستان فوق را پايان مىدهد .
6 - روح « ايمان » همان « تسليم » است ، به همين دليل هم سليمان در نامه اش روى آن تكيه مىكند ، و هم ملكه سبا در پايان كار .
7 - گاه يك انسان با دارا بودن بزرگترين قدرت ممكن است نيازمند به موجود ضعيفى همچون يك پرنده شود ، نه تنها از علم او كه از كار او نيز كمك
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 485
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٨٥