گرفته باشد .
از اين گذشته در تواريخ آمده است كه او تخت گرانبهاى خود را در جاى محفوظى ، در قصر مخصوص خود در اطاقى كه مراقبان زياد از آن حفاظت مىكردند و درهاى محكمى داشت ، قرار داده بود .
ولى با اين همه ، ملكه سبا با تمام تغييراتى كه به آن تخت داده بودند توانست آن را بشناسد .
و بلافاصله افزود : « و ما پيش از اين هم آگاه بوديم و اسلام آورده بوديم » ! ( * ( وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِها وَكُنَّا مُسْلِمِينَ ) * ) .
يعنى اگر منظور سليمان از اين مقدمه چينىها اين است كه ما به اعجاز او پى ببريم ما پيش از اين با نشانههاى ديگر از حقانيت او آگاه شده بوديم و حتى قبل از ديدن اين خارق عادت عجيب ايمان آورده بوديم ، و چندان نيازى به اين كار نبود .
و به اين ترتيب سليمان « او را از آنچه غير از خدا مىپرستيد بازداشت » ( * ( وَصَدَّها ما كانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّه ) * ) ( 1 ) .
هر چند « قبل از آن از قوم كافر بود » ( * ( إِنَّها كانَتْ مِنْ قَوْمٍ كافِرِينَ ) * ) .
هامش
( 1 ) در اينكه فاعل « صد » كيست ؟ و همچنين « ما » در « ما كانت » موصوله است يا مصدريه ؟ مفسران سخن بسيار گفتهاند ، جمعى فاعل آن را چنان كه در بالا گفتيم سليمان دانستهاند ، و بعضى خداوند كه تفاوت زيادى از نظر نتيجه ندارد مطابق اين دو تفسير « ها » مفعول اول است ، و « ما كانت » در جاى مفعول دوم با حذف « جار » ، و تقدير چنين است ( صدها سليمان ) - يا - صدها اللَّه عما كانت تعبد من دون اللَّه - ولى جمعى ديگر ما كانت . . .
را فاعل صد دانستهاند كه معنى چنين مىشود : معبودهاى ملكه او را از پرستش حق بازداشته بود - اما با توجه به اينكه در اينجا سخن از ايمان او است نه از كفر او تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد - و كلمه « ما » ممكن است موصوله يا مصدريه باشد .