چه كسى مىتواند زنجيرهاى اسارت را از دست و پاى انسانهاى در بند بردارد و بشكند ، بى آنكه متكى به قدرت باشد ؟
و چه كسى مىتواند در جامعه اى كه وسائل نشر فرهنگ و تبليغ در اختيار فاسدان و مفسدان است اصول صحيح تعليم و تربيت را پياده كند ؟ و ملكات اخلاقى را در دلها پرورش دهد ؟
و اين است كه ما مىگوئيم « دين » و « سياست » دو عنصر تفكيك ناپذير است اگر دين از سياست جدا شود بازوى اجرايى خود را به كلى از دست مىدهد ، و اگر سياست از دين جدا گردد مبدل به يك عنصر مخرب در مسير منافع خود - كامگان مىشود .
اگر پيامبر اسلام ص موفق شد اين آئين آسمانى را با سرعت در جهان گسترش دهد دليل آن اين بود كه در اولين فرصت دست به تاسيس حكومت زد ، و از طريق حكومت اسلامى هدفهاى الهى را تعقيب نمود .
بعضى از پيامبران ديگر كه نيز چنين توفيقى يافتند ، بهتر موفق به نشر دعوت الهى خود شدند ، اما آنها كه در تنگنا قرار گرفتند و شرائط به آنها اجازه تشكيل حكومت نداد موفق به كار زيادى نشدند .
2 - ابزار حكومت الهى
جالب اينكه در داستان سليمان و داود به خوبى مىبينيم كه آنها به سرعت آثار شرك و بتپرستى را ريشه كن ساختند ، و نظامى الهى بر پا كردند ، نظامى كه ابزار اصليش طبق آيات مورد بحث علم و دانش و آگاهيها در زمينههاى مختلف بود .
نظامى كه نام « خدا » در سر لوحه همه برنامه هايش قرار داشت .
نظامى كه تمام نيروهاى لايق را به كار مىگرفت ، حتى از نيروى يك پرنده