عذابهاى دنيا و بلاهاى نابود كننده و مجازات « استيصال » است .
لذا به دنبال آن مىفرمايد : در اين حال آنها به خود مىآيند و از گذشته ننگين خود پشيمان ، و از آينده وحشتناك خويش سخت نگران مىشوند و « مىگويند آيا به ما مهلت داده مىشود » تا ايمان بياوريم و گذشته خراب خود را آباد سازيم ؟ ! ( * ( فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنْظَرُونَ ) * ) .
نكتهها :
1 - تعصبات شديد نژادى و قبيلگى
بدون شك انسان به هر سرزمين يا قبيله و نژادى تعلق داشته باشد نسبت به آن عشق مىورزد ، و اين پيوند علاقه او با سرزمين و قوم و نژادش نه تنها عيب نيست بلكه عامل سازنده اى براى همكاريهاى اجتماعى او است ، ولى اين امر حسابى دارد ، اگر از حد بگذرد به صورت مخرب و گاه فاجعه آفرين درخواهد آمد ، و منظور از تعصب نژادى و قبيلگى كه مورد نكوهش قرار مىگيرد همين « افراط » است .
« تعصب » و « عصبيت » در اصل از ماده « عصب » به معنى پىهايى است كه مفاصل را به هم ارتباط مىدهد ، سپس هر گونه ارتباط و به هم پيوستگى را تعصب و عصبيت ناميدهاند ، اما معمولا اين لفظ در مفهوم افراطى و مذموم آن به كار مىرود .
دفاع افراطى از قوم و قبيله و نژاد و وطن ، سرچشمه بسيارى از جنگها در طول تاريخ بوده است ، و عاملى براى انتقال خرافات و زشتيها - تحت عنوان آداب و سنن قبيله و نژاد - به اقوام ديگر شده است .