تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 563

مساهمون:

ص٥٦٣
خدا و پيامبر ص در ميان بود و يكى از شئون اطاعت آن است كه بدون اذن و فرمان او كارى نكنند ، لذا در آيات مورد بحث از اين مطلب سخن مىگويد . به هر حال در نخستين آيه مىفرمايد : « مؤمنان واقعى كسانى هستند كه ايمان به خدا و رسولش آورده‌اند و هنگامى كه در كار مهمى كه حضور جمعيت را ايجاب مىكند با او باشند ، بدون اذن و اجازه او به جايى نمىروند » ( * ( إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّه وَرَسُولِه وَإِذا كانُوا مَعَه عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوه ) * ) . منظور از « امر جامع » هر كار مهمى است كه اجتماع مردم در آن لازم است و تعاون و همكاريشان ضرورت دارد ، خواه مساله مهم مشورتى باشد ، خواه مطلبى پيرامون جهاد و مبارزه با دشمن ، و خواه نماز جمعه در شرائط فوق العاده ، و مانند آن ، بنا بر اين اگر مىبينيم بعضى از مفسران آن را به خصوص مشورت ، يا خصوص مساله جهاد ، يا خصوص نماز جمعه يا نماز عيد تفسير كرده‌اند بايد گفت : بخشى از معنى آيه را منعكس ساخته‌اند ، و شان نزولهاى گذشته نيز مصداقهايى از اين حكم كلى هستند . در حقيقت اين يك دستور انضباطى است كه هيچ جمعيت و گروه متشكل و منسجم نمىتواند نسبت به آن بى اعتنا باشد ، چرا كه در اين گونه مواقع گاهى حتى غيبت يك فرد گران تمام مىشود و به هدف نهايى آسيب مىرساند ، مخصوصا اگر رئيس جمعيت ، فرستاده پروردگار و پيامبر خدا و رهبر روحانى نافذ الامر باشد . توجه به اين نكته نيز لازم است كه منظور از اجازه گرفتن اين نيست كه هر كس كارى دارد يك اجازه صورى بگيرد و به دنبال كار خود برود ، بلكه براستى اجازه گيرد ، يعنى اگر رهبر ، غيبت او را مضر تشخيص نداد ، به او اجازه مىدهد و در غير اين صورت بايد بماند و گاهى كار خصوصى خود را فداى هدف مهمتر كند . لذا در دنبال اين جمله اضافه مىكند : « كسانى كه از تو اجازه مىگيرند آنها براستى ايمان به خدا و رسولش آورده‌اند » ايمانشان تنها با زبان نيست ، بلكه با روح
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 563 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي