او را شامل مىشود و هم دوستان خاص او را ، چرا كه در مورد فرزند نااهلش مىخوانيم « إِنَّه لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ » : « او از خاندان تو نيست چرا كه مكتبش را از تو جدا كرده » ( هود - 46 ) .
به اين ترتيب آنها كه پيوند مكتبى با نوح داشتند در حقيقت از خانواده او محسوب مىشوند .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه واژه « كرب » در لغت به معنى اندوه شديد است ، و در اصل از « كرب » به معنى زير و رو كردن زمين گرفته شده ، چرا كه اندوه شديد دل انسان را زير و رو مىكند ، و توصيف آن به « عظيم » ، نهايت شدت اندوه نوح را مىرساند .
چه اندوهى از اين بالاتر كه طبق صريح آيات قرآن ، 950 سال دعوت به آئين حق كرد ، اما طبق مشهور ميان مفسران در تمام اين مدت طولانى تنها هشتاد نفر ! به او ايمان آوردند ( 1 ) كار بقيه چيزى جز سخريه و استهزاء و اذيت و آزار نبود .
در آيه بعد اضافه مىكند : « ما او را در برابر قومى كه آيات ما را تكذيب كردند يارى كرديم » ( * ( وَنَصَرْناه مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا ) * ) ( 2 ) .
« چرا كه آنها قوم بدى بودند ، لذا همه آنان را غرق كرديم » ( * ( إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ ) * ) .
اين جمله بار ديگر تاكيدى است بر اين حقيقت كه مجازاتهاى الهى هرگز
هامش
( 1 ) مجمع البيان ذيل آيه 40 سوره هود ، و نور الثقلين جلد 2 صفحه 350 .
( 2 ) معمولا « نصر » به وسيله « على » به مفعول دوم متعدى مىشود ، مثلا گفته مىشود « اللهم انصرنا عليهم » اما در اينجا كلمه « من » به كار رفته است شايد به اين جهت كه منظور يارى دادن توأم با نجات است چرا كه ماده نجات با « من » متعدى مىشود .