در روايتى كه در كتاب كافى از امام صادق ع نقل شده مىخوانيم :
انما قال بل فعله كبيرهم ارادة الاصلاح ، و دلالة على انهم لا يفعلون ، ثم قال و اللَّه ما فعلوه و ما كذب :
« ابراهيم اين سخن را به خاطر آن گفت كه مىخواست افكار آنها را اصلاح كند ، و به آنها بگويد كه چنين كارى از بتها ساخته نيست ، سپس امام اضافه فرمود : به خدا سوگند بتها دست به چنان كارى نزده بودند ، ابراهيم نيز دروغ نگفت .
جمعى از مفسران نيز احتمال دادهاند كه ابراهيم ع اين مطلب را به صورت يك جمله شرطيه ادا كرد و گفت : بتها اگر سخن بگويند دست به چنين كارى زدهاند ، و مسلما تعبير خلاف واقع نبود ، زيرا نه بتها سخن مىگفتند و نه چنين كارى از آنها سر زده بود ، به مضمون همين تفسير نيز حديثى وارد شده است .
اما تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد زيرا جمله شرطيه ( * ( إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ) * ) قيدى است براى سؤال كردن ( فاسئلوهم ) نه براى جمله « * ( بَلْ فَعَلَه كَبِيرُهُمْ ) * » ( دقت كنيد ) .
نكته ديگرى كه در اينجا بايد به آن توجه داشت اين است كه : عبارت اين است كه بايد از بتهاى دست و پا شكسته سؤال شود كه اين بلا را چه كسى بر سر آنها آورده است ، نه از بت بزرگ زيرا ضمير « هم » و همچنين ضميرهاى « * ( إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ) * » همه به صورت جمع است و اين با تفسير اول سازگار است ( 1 ) .
سخنان ابراهيم ، بتپرستان را تكان داد ، و جدان خفته آنها را بيدار كرد و همچون طوفانى كه خاكسترهاى فراوان را از روى شعلههاى آتش برگيرد و فروغ آن را آشكار سازد ، فطرت توحيدى آنها را از پشت پردههاى تعصب و جهل و غرور آشكار ساخت .
هامش
( 1 ) بعلاوه ظاهر اين است كه ضمير « كبيرهم » با بقيه يكى است .