ابراهيم آن چنان جوابى گفت كه آنها را سخت در محاصره قرار داد ، محاصره اى كه قدرت بر نجات از آن نداشتند « ابراهيم گفت : بلكه اين كار را اين بت بزرگ آنها كرده ! از آنها سؤال كنيد اگر سخن مىگويند » ! ( * ( قالَ بَلْ فَعَلَه كَبِيرُهُمْ هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ ) * ) .
اصول جرمشناسى مىگويد متهم كسى است كه آثار جرم را همراه دارد ، در اينجا آثار جرم در دست بت بزرگ است ( طبق روايت معروفى ابراهيم تبر را به گردن بت بزرگ گذاشت ) .
اصلا چرا شما به سراغ من آمديد ؟ چرا خداى بزرگتان را متهم نمىكنيد ؟
آيا احتمال نمىدهيد او از دست خدايان كوچك خشمگين شده و يا آنها را رقيب آينده خود فرض كرده و حساب همه را يك جا رسيده است ؟ ! از آنجا كه ظاهر اين تعبير به نظر مفسران با واقعيت تطبيق نمىداده ، و از آنجا كه ابراهيم پيامبر است و معصوم و هرگز دروغ نمىگويد ، در تفسير اين جمله ، مطالب مختلفى گفتهاند آنچه از همه بهتر به نظر مىرسد اين است كه :
ابراهيم ع به طور قطع اين عمل را به بت بزرگ نسبت داد ، ولى تمام قرائن شهادت مىداد كه او قصد جدى از اين سخن ندارد ، بلكه مىخواسته است عقائد مسلم بتپرستان را كه خرافى و بىاساس بوده است به رخ آنها بكشد ، به آنها بفهماند كه اين سنگ و چوبهاى بىجان آن قدر بىعرضهاند كه حتى نمىتوانند يك جمله سخن بگويند و از عبادتكنندگانشان يارى بطلبند ، تا چه رسد كه بخواهند به حل مشكلات آنها بپردازند ! نظير اين تعبير در سخنان روزمره ما فراوان است كه براى ابطال گفتار طرف ، مسلمات او را به صورت امر يا اخبار و يا استفهام در برابرش مىگذاريم تا محكوم شود و اين به هيچوجه دروغ نيست « دروغ آنست كه قرينه اى همراه نداشته باشد » .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 438
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٣٨