است « ؟ ! ( * ( قالُوا مَنْ فَعَلَ هذا بِآلِهَتِنا ) * ) ( 1 ) .
مسلما هر كس بوده از ظالمان و ستمگران است ( * ( إِنَّه لَمِنَ الظَّالِمِينَ ) * ) .
او هم به خدايان ما ستم كرده ، و هم به جامعه و جمعيت ما و هم به خودش ! چرا كه با اين عمل خويشتن را در معرض نابودى قرار داده است .
اما گروهى كه تهديدهاى ابراهيم را نسبت به بتها در خاطر داشتند ، و طرز رفتار اهانتآميز او را با اين معبودهاى ساختگى مىدانستند « گفتند : ما شنيديم جوانكى سخن از بتها مىگفت و از آنها به بدى ياد مىكرد كه نامش ابراهيم است » ( * ( قالُوا سَمِعْنا فَتًى يَذْكُرُهُمْ يُقالُ لَه إِبْراهِيمُ ) * ) ( 2 ) .
درست است كه ابراهيم طبق بعضى از روايات در آن موقع كاملا جوان بود و احتمالا سنش از 16 سال تجاوز نمىكرد ، و درست است كه تمام ويژگيهاى « جوانمردان » ، « شجاعت » و « شهامت » و « صراحت » و « قاطعيت » در وجودش جمع بود ، ولى مسلما منظور بتپرستان از اين تعبير چيزى جز تحقير نبوده بگويند « ابراهيم » اين كار را كرده ، گفتند جوانى كه به او ابراهيم مىگفتند چنين مىگفت . . . يعنى فردى كاملا گمنام و از نظر آنان بىشخصيت .
اصولا معمول اين است هنگامى كه جنايتى در نقطه اى رخ مىدهد براى پيدا كردن شخصى كه آن كار را انجام داده به دنبال ارتباطهاى خصومتآميز مىگردند ، و مسلما در آن محيط كسى جز ابراهيم آشكارا با بتها گلاويز نبود ،
هامش
( 1 ) بعضى از مفسران كلمه « من » را در اينجا ، موصوله دانستهاند ، ولى با توجه به آيه بعد كه در حكم پاسخ سؤال است چنين به نظر مىرسد كه « من » در اينجا استفهاميه است .
( 2 ) همانگونه كه سابقا هم اشاره كرديم بتپرستان حتى حاضر نبودند بگويند اين جوان از بتها عيبجويى مىكرد همين اندازه گفتند سخن از بتها مىگفت .