بلكه ترسى است كه توأم با تعظيم و احترام باشد .
« مشفق » از ماده « اشفاق » به معنى توجهى است كه آميخته با ترس باشد ( چون در اصل از ماده « شفق » گرفته شده كه روشنى آميخته با تاريكى است ) .
بنا بر اين ترس آنها از خداوند ، همچون ترس انسان از يك حادثه وحشتناك نيست ، و همچنين « اشفاق » آنها همچون بيم انسان از يك موجود خطرناك نمىباشد بلكه ترس و اشفاقشان آميزه اى است از احترام ، عنايت و توجه ، معرفت و احساس مسئوليت ( 1 ) .
روشن است كه فرشتگان با اين صفات برجسته و ممتاز و مقام عبوديت خالص هرگز دعوى خدايى نمىكنند ، اما اگر فرضا « كسى از آنها بگويد من معبودى جز خدا هستم ما كيفر او را جهنم مىدهيم ، آرى اين چنين ظالمان را كيفر خواهيم داد » ( * ( وَمَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إِنِّي إِله مِنْ دُونِه فَذلِكَ نَجْزِيه جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ) * ) .
در حقيقت دعوى الوهيت يك مصداق روشن ظلم بر خويشتن و بر جامعه است و در قانون كلى « * ( كَذلِكَ نَجْزِي الظَّالِمِينَ ) * » درج است .
هامش
( 1 ) مفردات « راغب » ماده « خشيت » و « شفق » و تفسير « صافى » ذيل آيات مورد بحث .