حتما به خاطر ايمان راستين و يا اعمالى است كه پيوند انسان را با خدا محفوظ مىدارد ، به تعبير ديگر انسان ممكن است آلوده گناه شود ولى اگر رابطه خويش را با پروردگار و اولياى الهى به كلى قطع نكند اميد شفاعت در باره او هست .
اما اگر پيوندش را از نظر خط فكرى و عقيدتى به كلى بريد ، و يا از نظر عملى آن قدر آلوده بود كه لياقت شفاعت را از دست داد ، در اين موقع ، هيچ پيامبر مرسل يا فرشته مقربى شفاعت او نخواهد كرد .
اين همان مطلبى است كه در بحث فلسفه شفاعت ضمن بحثهاى گذشته آوردهايم كه شفاعت يك مكتب انسانساز است و وسيله اى است براى بازگرداندن آلودگان از نيمه راه و جلوگيرى از ياس و نوميدى كه خود عاملى است براى غرق شدن در انحراف و گناه ، ايمان به اين گونه شفاعت ، سبب مىشود كه افراد گنهكار رابطه خويش را با خدا و پيامبران و امامان قطع نكنند ، همه پلها را پشت سر خود ويران ننمايند ، و خط بازگشت را حفظ كنند ( 1 ) .
ضمنا اين جمله پاسخى است به آنها كه مىگفتند : ما فرشتگان را عبادت مىكنيم تا در پيشگاه خدا براى ما شفاعت كنند ، قرآن مىگويد آنها از پيش خود هيچكارى نمىتوانند بكنند و هر چه مىخواهيد بايد مستقيما از خدا بخواهيد حتى اجازه شفاعت شفيعان را .
6 - به خاطر همين معرفت و آگاهى است كه « آنها تنها از او مىترسند » و تنها ترس او را به دل راه مىدهند ( * ( وَهُمْ مِنْ خَشْيَتِه مُشْفِقُونَ ) * ) .
آنها از اين نمىترسند كه گناهى انجام داده باشند ، بلكه از كوتاهى در عبادت يا ترك اولى بيمناكند .
جالب اينكه « خشيت » از نظر ريشه لغت به معنى هر گونه ترس نيست ،
هامش
( 1 ) در زمينه « شفاعت » بطور مشروح در ذيل آيه 48 و 254 سوره بقره بحث كردهايم به آنجا مراجعه فرمائيد .