سؤال :
در اينجا سؤالى مطرح است كه پاسخ آن را از توضيحات گذشته مىتوان دريافت ، سؤال اين است : تعدد خدايان در صورتى منشا فساد در جهان مىشود كه آنها به مبارزه با يكديگر برخيزند ، اما اگر قبول كنيم آنها افرادى حكيم و آگاهند ، حتما با كمك هم جهان را اداره مىكنند .
پاسخ اين سؤال چندان پيچيده نيست ، حكيم بودن آنها ، تعدد آنها را از بين نمىبرد ، هنگامى كه بگوئيم آنها متعددند ، مفهومش اين است كه از هر نظر يكى نيستند ، چرا كه اگر از تمام جهات يكى بودند ، يك خدا مىشدند ، بنا بر اين هر جا تعدد است حتما تفاوتها و اختلافاتى وجود دارد ، كه خواه ناخواه در اراده و عمل اثر مىگذارد و جهان هستى را به هرج و مرج و فساد مىكشاند .
( دقت كنيد ) .
اين برهان تمانع را به صورتهاى ديگرى نيز بيان كردهاند كه از حوصله بحث ما بيرون است و آنچه در بالا گفتيم بهترين طرز بيان آن است .
در بعضى از اين استدلالها ، روى اين تكيه شده است كه اگر دو اراده در آفرينش حكمفرما بود ، اصلا جهانى موجود نمىشد ، در حالى كه آيه فوق ، سخن از فساد جهان و اختلال نظم مىگويد ، نه از موجود نشدن جهان ( دقت كنيد ) .
جالب اينكه در حديثى كه هشام بن حكم از امام صادق ع نقل كرده چنين مىخوانيم : كه امام ع در پاسخ مرد بىايمانى كه سخن از تعدد خدايان مىگفت : فرمود : اين دو خدايى كه تو مىگويى يا هر دو قديم و ازلى و نيرومندند و يا هر دو ضعيف و ناتوان ، يا يكى قوى و ديگرى ضعيف ؟ .
اگر هر دو قوى باشند چرا هر كدام ديگرى را كنار نمىزند و تدبير جهان را به تنهايى بر عهده نمىگيرد ، و اگر چنين گمان كنى كه يكى قوى و ديگرى