اين جمله در حقيقت اشاره به اين است كه معبود بايد خالق باشد ، مخصوصا خالق حيات و زندگى كه روشنترين چهرههاى خلقت است ، اين در حقيقت شبيه به همان چيزى است كه در آيه 73 سوره حج مىخوانيم : إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّه لَنْ يَخْلُقُوا ذُباباً وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَه : « تمام معبودهايى را كه جز خدا مىخوانيد حتى قدرت ندارند مگسى بيافرينند هر چند دست بدست هم دهند و متحد شوند » با اين حال آنها چگونه شايسته پرستش هستند ( 1 ) .
تعبير به « * ( آلِهَةً مِنَ الأَرْضِ ) * » ( خدايانى از زمين ) اشاره به بتها و معبودهايى است كه از سنگ و چوب و مانند آن مىساختند ، و حاكم بر آسمانها مىپنداشتند .
آيه بعد ، يكى از دلائل روشن نفى « آلهه » و خدايان مشركان را به اين صورت بيان مىكند « اگر در آسمان و زمين ، معبودها و خدايانى جز اللَّه بود هر دو فاسد مىشدند و نظام جهان بر هم مىخورد » ( * ( لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّه لَفَسَدَتا ) * ) .
« منزه و پاك است خداوند ، پروردگار عرش ، از توصيفى كه آنها مىكنند » ( * ( فَسُبْحانَ اللَّه رَبِّ الْعَرْشِ عَمَّا يَصِفُونَ ) * ) .
اين نسبتهاى ناروا ، و اين خدايان ساختگى و آلهه پندارى ، اوهامى بيش نيستند و دامان كبريايى ذات پاك او با اين نسبتهاى ناروا آلوده نمىگردد .
هامش
( 1 ) « ينشرون » از ماده « نشر » به معنى گستردن چيز پيچيده است و كنايه از آفرينش و انتشار مخلوقات در پهنه زمين و آسمان نيز آمده است ، جمعى از مفسران اصرار دارند كه اين جمله را اشاره به معاد و بازگشت مردگان به زندگى جديد بدانند ، در حالى كه با توجه به آيات بعد روشن مىشود كه سخن از توحيد ذات پاك خدا و معبود حقيقى است نه معاد و زندگى بعد از مرگ .