آيا او نيازى به عبادت و نيايشهاى ما دارد ؟ آيا او مىخواسته است شناخته شود و خلق را آفريده است تا شناخته گردد ؟ ! ولى همانگونه كه گفتيم اين يك اشتباه بزرگ است كه از مقايسه « خدا » و « خلق » ناشى مىگردد ، در حالى كه در بحث شناخت صفات خدا ، بزرگترين سد و مانع همين مقايسه نادرست است ، ( لذا اصل اولى در اين بحث آنست كه ما بدانيم او در هيچ چيز به ما شباهت ندارد ) .
ما موجودى هستيم از هر نظر محدود ، و به همين دليل تمام تلاشهايمان براى رفع كمبودهايمان است ، درس مىخوانيم ، تا با سواد شويم و كمبود علممان از بين برود ، بدنبال كسب و كار مىرويم تا با فقر و نادارى مبارزه كنيم ، لشكر و عسكر و نيرو تهيه مىكنيم تا كمبود قدرتمان را در برابر حريف جبران كنيم حتى در مسائل معنوى و تهذيب نفس و سير و مقامات روحانى ، باز تلاشها در جهت رفع كمبودها است .
ولى آيا آن وجودى كه از هر نظر بىنهايت است ، علم و قدرت و نيروهايش بىانتها ، و از هيچ نظر كمبودى ندارد ، معقول است كارى براى رفع كمبودش انجام دهد ؟
از اين تحليل روشن به اينجا مىرسيم كه از يك سو آفرينش بىهدف نيست و از سوى ديگر اين هدف به آفريدگار باز نمىگردد .
در اينجا به آسانى مىتوان نتيجه گرفت كه هدف حتما و بدون شك چيزى مربوط به خود ماست .
با توجه به اين مقدمه مىتوان دريافت كه هدف آفرينش چيزى جز تكامل و تعالى ما نيست ، به تعبير ديگر عالم هستى ، دانشگاهى است براى تكامل ما در زمينه علم .
پرورشگاهى است از نظر تربيتى براى تهذيب نفوس ما .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 373
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٣