يا از درون ضمير مخفى و وجدانشان .
در حقيقت اين نداى الهى بوده است كه به آنها گفته مىشد : « فرار نكنيد و بازگرديد » كه از يكى از اين سه طريق به آنها مىرسيده است .
جالب اينكه در اينجا از ميان تمام نعمتهاى مادى بالخصوص روى « مسكن » انگشت گذارده شده ، شايد به خاطر اينكه نخستين وسيله آرامش انسان وجود يك مسكن مناسب است ، و يا اينكه انسان غالبا بيشترين درآمد زندگى خود را صرف مسكنش مىكند ، و نيز بيشترين علاقه او به آن است .
به هر حال آنها در اين هنگام بيدار مىشوند ، آنچه را قبلا شوخى مىپنداشتند به جدىترين صورت در برابر خويش مىبينند و فريادشان بلند مىشود « مىگويند :
اى واى بر ما كه ظالم و ستمگر بوديم « ! ( * ( قالُوا يا وَيْلَنا إِنَّا كُنَّا ظالِمِينَ ) * ) .
اما اين بيدارى اضطرارى كه در برابر صحنههاى جدى عذاب براى هر كس پيدا مىشود بىارزش است ، و اثرى در تغيير سرنوشت آنها ندارد ، لذا قرآن در آخرين آيه مورد بحث اضافه مىكند : « و هم چنان اين سخن را ( واى بر ما ظالم و ستمگر بوديم ) تكرار مىكردند تا آنها را از ريشه ، قطع كرديم و آنها را خاموش ساختيم » ( * ( فَما زالَتْ تِلْكَ دَعْواهُمْ حَتَّى جَعَلْناهُمْ حَصِيداً خامِدِينَ ) * ) .
همچون زراعتى درو شده ( حصيد ) بر زمين مىريزند ، و شهر پر جوش و خروش و آبادشان به قبرستان ويران و خاموشى مبدل مىگردد ( خامدين ) ( 1 )
هامش
( 1 ) « خامد » در اصل از ماده « خمود » ( بر وزن جنود ) به معنى خاموش شدن آتش است ، سپس به هر چيزى كه از جوش و خروش و سر و صدا بيفتد اطلاق شده است .